نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

اعبکاف حقیقت عرفان در اسلام

منابع مقاله: ، ؛



عرفان حقیقی در اسلام

جدا سازی عرفان واقعی از عرفانهای كاذب و شاخصه های عرفان حقیقی

 

 

فضائل وویژگیهای ماه رجب

                              اهمیت ماه رجب

 رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود :دراین ماه جنگ باكافران حرام

 است ورجب ماه خدا وشعبان ماه من ورمضان ماه امت من است .كسی

كه یك روز ازماه رجب راروزه بگیرد ،مستحق خشنودیبزرگ خداوند

می شود وخشم حق ازاودور می شود(وسائل الشیعه ج 8ص 98)

امام موسی كاظم علیه السلام فرمود :هركه یك روز ازماه رجب راروزه

 بدارد ،آتش دوزخ باندازۀ یكسالراه ازاودور می گردد وهركه سه روز

 ازماه رجب راروزه بدارد بهشت براوواجب می شود .

(من لایحضره الفقیه ج 2ص 92)

اعمال ماه رجب

1-  استغفار:

 مهمترین عمل ماه رجب است . امام باقر (ع)فرمود:اكثروا الاستغفارالا

 وهویرید ان یغفر لكم  خداوند به سبب دوامر عذاب راازمردم دور میكند

وآنان رادچار عذاب نمی كند 1-وجود رسول خدا 2- استغفار امت .

استغفاردراین ماه به سه صورت است ا-هنگام صبح هفتاد مرتبه بگوید:

 [استغفر الله واتوب الیه ]  

2-درهمۀ این ماه هزارمرتبه بگوید:  [استغفراللهذوالجلال والاكرام من

 جمیع الذنوب والاثام  ]

2-  هرروز صدمرتبه بگوید: [استغفر الله الذی لا اله الا هووحده لا شریك

 له واتوب الیه ]

3-  روزه گرفتن دراین ماه خصوصاً ایام البیض(13و14و15رجب )

 وروزمبعث وآخر این ماه

4-  صدقه دادن  دراین ماه بسیار سفارش شده است .

5-  دعاها ونمازهای هرروز ماه رجب

6-  گفتن ذكر [لااله الا الله]  درهرروز هزارمرتبه

 ولادت باقرالعلوم امام محمد باقر علیه السلام مبارك

 آوازه علوم و دانشهای امام باقر ع چنان اقطار اسلامی را پر كرده بود

 كه لقب"باقر العلوم" (گشاینده دریچه‏هایدانش و شكافنده مشكلات علوم)

 به خود گرفته بود."ابن حجر هیتمی" می‏نویسد:محمد باقر به اندازه‏ای

 گنجهای پنهان معارف و دانشها را آشكار ساخته، حقایقاحكام و حكمتها

 و لطایف دانشها رانیست و از همینجاست كه وی را شكافنده و جامع

 علوم، و برافرازنده پرچم دانشخوانده‏اند(1)."عبدالله بن عطأ" كه یكی

 از شخصیتهای برجسته و دانشمندان بزرگ عصر امام بود،می‏گوید:

"من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل

 محمد بن علی (ع) از نظر علمی حقیر و كوچك ندیدم. من "حكم بن عتیبه"

 را كه در علم و فقه مشهورآفاق بود، دیدم كه در خدمت محمد باقر مانند

كودكی در برابر استاد عالیمقام، زانویادب بر زمین زده شیفته و مجذوب كلام

 و شخصیت او گردیده بود.(2)

امام باقر ع در سخنان خود،اغلب به آیات قرآن مجید استناد نموده از

كلام خدا شاهدمی‏آورد و می‏فرمود: "هر مطلبی گفتم، از من بپرسید كه

 در كجای قرآن استتا آیه مربوط به آن موضوع را معرفی كنم". (3)

 امام باقر علیه‏السلام از نگاه دانشمندان اهل سنّت

ابن حجر هَیْثَمی از متعصّبان اهل سنّت درباره امام باقر علیه‏السلام

می‏نویسد:«ابو جعفر محمّدٌ الباقر سُمِّی بذالك مِنْ بَقَرَ الاَْرضَ

 ای شَقَّها وَ آثارَ مُخْبَئاتِها وَ مَكامِنها فلذالك هُوَ اَظْهَرَ مِنْ مُخْبَئاتِ كُنُوزِ

المعارِف و حقائق الاحكام ما لایخفی الاّ علی مُنْطَمِسِ الْبَصیرة اَو فاسِدِ

 الطّویّة وَ مِنْ ثمّ قیل فیه هو باقِرُ العلم وَ جامعه و شاهِرُ علمِه وَ رافِعُهُ؛

لقب باقر برای ابو جعفرمحمّد باقر برگرفته از شكافتن زمین و بیرون

آوردن گنج‏های پنهان آن است، بدین جهت كه او از گنج‏های پنهان معارف

 و حقایق احكام آن قدر آشكار ساخت كه جز بر افراد بی‏بصیرت و

 دل‏های ناپاك پوشیده نیست و از این جاست كه وی را شكافنده و

 جامع دانش و نشر دهنده و بر افرازنده‏ی علم خویش نامیده‏اند.

وی سپس به شخصیّت امام در بعد عرفان اشاره می‏كند

 و می‏گوید:«و لَهُ من الرّسوخ فی مقامات العارفین ما یكلُّ عنه

 اَلْسِنَةُ الواصفین و له كلماتٌ كثیرةٌ فی السلوكو المعارف لا تَحتَمِلُها

هذه الْعِجالة؛ و برای او از استواری  و ثبات در مراحل سلوك عرفانی

 منزلتی است كه وصف كنندگان از بیان آن عاجزند و در زمینه‏ی این

سلوك و معارف دارای كلمات فراوانی است كه فرصت، مجال طرح آن

 را نمی‏دهد.»(4)

عبدالله عطاء مكّی از دانشمندان عصر امام می‏گوید: «هیچ گاه دانشمندان

 را از نظر علمی بدان سان كه نزد امام محمد باقر علیه‏السلام بودند كوچك

 و حقیر نیافتم. دیدم حكم ابن عُتَیبَه را با همه‏ی زیادی علم و منزلتی كه در

 نزد مردم داشت، در مقابل آن حضرت همانند كودكی بود كه در مقابل معلّم

خویش نشسته باشد.»(5)

«جاحظ» دیگر دانشمند برجسته‏ی اهل سنّت آفاق زیبا و بلندای كلام

حكیمانه‏ی امام باقر علیه‏السلام را این گونه ترسیم می‏كند: «قد جَمَع محمّد

 ابن علی ابن الحسین علیهم‏السلام صلاح حال الدّنیا بِحذافیرها فی كلمتین فقال:

 ,صلاح جمیع المعایش وَ التّعاشر مِلاُْ مكیال: ثلثان فِطْنَة و ثُلُثُه تغافلٌ،؛

محمّد ابن علیّ ابن الحسین مصلحت تمامی زندگی دنیا را در دو كلمه جمع

نموده و فرموده است: ,صلاح همه‏ی زندگی‏ها و روابط و معاشرت

«با دیگران» درپر نمودن پیمانه‏ای است كه دو سوّم آن هوش و فراست

 و زیركی و یك سوّم آن تغافل (و خود را به غفلت زدن در بعضی از

 امور) است.»،(6)

قتاده فقیه بصره به امام باقر علیه‏السلام گفت: «بخدا سوگند من در نزد

 فقیهان و ابن عبّاس نشسته‏ام امّا اضطراربی كه در نزد شما دارم، در نزد

 هیچ یك از آنان نداشته‏ام.

فقال له ابو جعفر علیه‏السلام اَتَدْری این اَنت، انت بین یدی بیوتٍ اذن اللّه ان

 ترفع و یذكر فیها اسمه...؛

فرمود: آیا می‏دانی كه در كدامین مكان قرار گرفته‏ای؟ تو اكنون در مقابل

 خانه‏هایی هستی كه خداوند به رفعت و بلند مرتبه‏ای آن رخصت داده است

و نام خدا در آن برده می‏شود و صبح و شام خدای را در آن خانه‏ها

 تسبیح می‏كنند و آنان مردانی هستند كه تجارت و خریدو فروش آنان را

از یاد خدا و اقامه‏ی نماز و پرداخت زكات باز نمی‏دارد.تو در این گونه

 مكانی و ما دارای این خانه‏ها.»(7)

نظیر همین سؤال را عكرمة دیگر دانشمند اهل سنّت ازامام علیه‏السلام نمود

 و پاسخی نظیر پاسخ قتاده دریافت داشت.(8)

فخر رازی از علمای اهل سنّت در تفسیر خود در بیان نظرهای مختلف

 راجع به معنای كوثر می‏نویسد:«سومین نظر در معنای كوثر این است

 كه منظور از آن،فرزندان پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و این به آن

 جهت است كه این سوره در ردّ كسانی نازل شده است كه از آن حضرت

 به خاطر نداشتن فرزند عیبجویی می‏كردند كه در این صورت معنای آن

این است كه خداوند تو را فرزندان و نسلی عطا می‏كند كه در طول تاریخ

برقرار خواهند ماند. سپس می‏گوید: ,ببین كه چقدر انسان‏ها از اهل بیت

 پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شهادت رسیده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق

 فزاینده‏ی آنان است. آن گاه بنگر كه چه تعداد از بزرگان اندیشمند مانند

 امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا علیهم‏السلام و محمّد

 نفس زكیّه در میان آن‏ها جلوه‏گر شده است.»(9)

 پی نوشت ها:

1-       اظهر من مخبئات كنوزالمعارف و حقایق الاحكام و الحكم و

اللطائف مالا یخفی الا علی منطمس البصیره اوفاسد الطویه و

السریره و من ثم قیل و فیه هو باقر العلم و جامعه و شاهر علمه

 وارفعه (الصواعق المحرقه، الطبعه الثانیة، قاهره، مكتبه القاهره،

 ص 201

2-       سبط ابنالجوزی، تذكره الخواص، نجف، منشورات المطبعه

 الحیدریة، 1383 ه.ق، ص 337 - علی بنعیسی الاربلی، كشف

 الغمه، تبریز، مكتبه بنی هاشم، 1381 ه.ق، ج 2، ص 329 – فضل

 بنالحسن البدایة و النهایة، الطبعه الثانیة، بیروت، مكتبه المعارف،

 1977 م، ج 9، ص.311در بعضی از نسخه‏ها «حكم بن عیینه»

 ذكر شده است ولی «عتیبه» صحیح است. ر.ك به:كاظم مدیر

 شانه چی، علم الحدیث و درایة الحدیث، چاپ سوم، قم، دفتر

 انتشارات اسلامیوابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیة قم، 1362

 ه.ش، ص 67/

3-       طبرسی، احتجاج، نجف،المطبعه المرتضویة، 1350 ه.ق،

 ص 176

4-       الصّواعق المحرقة، ص 201

5-       حلیة الاولیاء، ج 3، ص 186؛ ارشاد مفید، ص 280، به نقل

 از بحارالانوار، ج 46، ص 286 و تذكرة الخواصّ، ص 337 و البدایة

 والنّهایة «ابن كثیر»، ج 9، ص 311، به نقل از سیره‏ی پیشوایان

 289.

7-       بحارالانوار، ج 46، ص 357

8-       همان، ص 258.

9-       تفسیر فخر رازی، ج 32، ص 124.

 

شهادت امام هادی علیه السلام سوم ماه رجب

امام هادى سلام الله علیه پیوسته تحت نظر حكومت‏هاى جور بود و

سعى مى‏شد آن حضرت با پایگاههاى مردمى و افراد جامعه تماس

نداشته باشد، با این حال آن مقدار از فضائل اخلاقى كه از او بروز

 كرده، دانشمندان و شرح حال نویسان و حتى دشمنان اهل بیت

علیهم السلام را به تحسین و تمجید آن وجود الهى واداشته است.

«ابوعبد ا... جنیدى‏» مى‏گوید: «سوگند به خدا، او بهترین مردم

 روى زمین و برترین آفریده‏هاى الهى است. » (2) «ابن حجر» در

 شرح حال آن حضرت مى‏نویسد: «و كان وارث ابیه علما و سخاء. »

 (3) او در دانش و بخشش وارث پدرش بود. «متوكل‏» در نامه‏اى كه

 براى امام علیه السلام مى‏نویسد خاطر نشان مى‏كند: «امیرالمؤمنین

سلام الله علیه عارف به مقام شماست و حق خویشاوندى را نسبت‏به

 شما رعایت مى‏كند و طبق آنچه مصلحت‏ شما و خانواده‏تان مى‏باشد

 عمل مى‏كند». (4) اینك به منظور سرمشق گرفتن از اخلاق كریمه

 و رفتار سازنده آن حضرت نمونه‏هایى را یادآور مى‏شویم.

الف - انس با معبود

پیشوایان معصوم علیهم السلام در بالاترین درجه مقام شناخت‏حق تعالى

 قرار داشتند و همین درك و بینش عمیق، آنان را به ارتباط و انس همیشگى

 با خدا واداشته و شعله‏هاى آتش عشق به معبود و وصال به حق بر

 جانشان شرر مى‏افكند و آرامش را از آنان سلب مى‏كرد. امام هادى

علیه السلام شب هنگام به پروردگارش روى مى‏آورد و شب را با حالت‏

خشوع به ركوع و سجده سپرى مى‏كرد و بین پیشانى نورانى‏اش و زمین

 جز سنگ ریزه و خاك حائلى وجود نداشت و پیوسته این دعا را تكرار

 مى‏نمود: «الهى مسى‏ء قد ورد، و فقیر قد قصد، لا تخیب مسعاه و ارحمه

 و اغفر له خطاه. » (5) بارالها! گنهكارى بر تو وارد شده و تهیدستى به

تو روى آورده است، تلاشش را بى نتیجه مگردان و او را مورد عنایت

و رحمت‏خویش قرار داده و از لغزشش درگذر. پارسایى و انس با پروردگار

، آنچنان نمودى در زندگى امام نقى سلام الله علیه داشت كه برخى از شرح

 حال نویسان در مقام بیان برجستگى‏ها و صفات والاى آن گرامى به ذكر

 این ویژگى پرداخته‏اند. «ابن كثیر» مى‏نویسد: «كان عابدا زاهدا» (6)

 او عابدى وارسته و زاهد بود. یافعى مى‏گوید: «كان متعبدا، فقیها، اماما. »

 او كمر همت‏به عبادت بسته، فقیه و پیشوا بود. ابن عباد حنبلى، نیز

مى‏گوید: «كان فقیها، اماما، متعبدا.(7)

ب - سخاوت وجود

امامان معصوم علیهم السلام براى مظاهر دنیوى از جمله مال و ثروت

 ارزش ذاتى قائل نبودند و سعى مى‏كردند به حد اقل آن - كه زندگى معمولى

 روزانه آنان را تامین كرده و آن بزرگواران را در راه انجام وظایف فردى

 و اجتماعى یارى رساند-بسنده كنند و مازاد آن را در راههایى كه موجب

 خشنودى خداوند بود صرف كنند.یكى از این راهها انفاق به افراد تهیدست

و نیازمند مى‏باشد. این سیاست‏خدا پسندانه مالى- كه در زندگى همه

 معصومین علیهم السلام درسطح گسترده‏اى به چشم مى‏خورد - علاوه بر

 جنبه‏هاى معنوى و آثار اخروى، عامل مهمى در كاهش فقر و فاصله

طبقاتى جامعه اسلامى و تالیف قلوب افراد و حفظ شخصیت و علاقه‏مند

 ساختن آنان به مكتب اهل بیت وجلوگیرى از ارتباط گرفتن و نزدیك شدن

 آنان به دستگاه زر و زور خلفا بود. در پرتو برخوردارى ائمه علیهم السلام

از این خلق نیكو، وجود آن بزرگواران پیوسته مایه امید، و خانه‏شان نه

 تنها مركز نشر دانش، بلكه پناهگاه افراد نیازمند و درمانده و محل رفت و

 آمد انسانهاى مختلف به ویژه آنان كه از راه دور آمده بودند بود. این مساله

 هم براى عموم مردم جا افتاده بود، به گونه‏اى كه وقتى فرد نیازمند و در

مانده‏اى را مى‏دیدند او را به خانه امامان علیهم السلام راهنمایى مى‏كردند،

 و هم براى خود افراد

 درمانده، بدین معنى كه به محض مواجه شدن با مشكلى مستقیما سراغ

خانه امامت را مى‏گرفتند. امام هادى سلام الله علیه همچون پدر بزرگوارش

 كانون سخاوت و كرم بود و گاهى مقدار انفاق به حدى از فزونى مى‏رسید

 كه دانشمندى مانند «ابن شهرآشوب‏» پس از نقل آن مى‏گوید: «این مقدار

 انفاق، معجزه‏اى است كه جز پادشاهان از عهده كسى ساخته نیست و تا

 كنون این مقدار انفاق را از كسى نشنیده‏ایم. » (8) در كتاب «تاریخ

 اجمالى پیشوایان‏» به مواردى از جود و بخشش امام علیه السلام اشاره

 كردیم، در اینجا به ذكر نمونه دیگرى بسنده مى‏كنیم. اسحاق جلاب مى‏گوید:

 «براى ابوالحسن گوسفندان زیادى خریدم، سپس مرا خواست و از اصطبل

 منزلش به جاى وسیعى برد كه من آنجا را نمى‏شناختم، سپس تمامى آن

گوسفندان را بین كسانى كه آن حضرت دستور مى‏داد، توزیع كردم. » (9)

 در روایت دیگر، زمان خرید و توزیع گوسفندان روز «ترویه‏» (10)

 ذكر شده است. (11) از این روایت‏بر مى‏آید كه آن حضرت در مسائل

 مالى و انفاقهاى جزئى نیز مسائل امنیتى و حفاظتى را رعایت مى‏كرده

 و این بیانگر شدت محدودیت آن حضرت از سوى دستگاه حكومتى است

، با این حال امام این كار را تحت پوشش قربانى انجام داد تا هر گونه

 سوء ظنى را نسبت‏به خود از بین ببرد.



 ولادت امام جواد علیه السلام دهم ماه رجب

آن حضرت بنا به نقل مشهور در دهم رجب سال ۱۹۵ هجری در مدینه

دیده به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت ثامن الحجج علی بن موسی

الرضا (ع) و مادر گرامی‌اش “سبیكه”یا “خیزران” از خاندان ماریه قبطیه

 (همسر پیامبر اسلام) بوده است.

بانویی كه در برتری و فضیلت‌سرآمد زنان عصر خود بود ! چنانكه امام

هشتم (ع) از او به عنوان بانوی منزه و پاكدامن و با فضیلت یاد می‌كرد.(۱)

در سن هشت سالگی بعد از شهادت امام هشتم (ع)، عهده‌دار منصب خطیر

امامت شد. دوران امامت حضرتش ۱۷ سال به طول انجامید. سرانجام در سن

۲۵ سالگی؛ در آخر ذیقعده سال ۲۲۵ هجری،‌ با دسیسه ودستور معتصم عباسی

 توسط ام الفضل به وسیله زهر در بغداد به شهادت رسید و در كنار قبر جد

بزرگوارش امام هفتم (ع) در شهر كاظمین عراق آرمید.او جوانترین امام

معصومی است كه به دست سیه دلان پلید به شهادت رسید.(۲)

از امام جواد (ع) در خانواده امام رضا (ع) و در محافل شیعی به عنوان

 مولودی پرخیر و بركت یاد می‌شد(!۳) چنانكه ابویحیای صنعانی روایت

می‌كند: روزی در محضر امام هشتم (ع) بودم كه فرزندش امام جواد (ع)

را كه خردسال بودآوردند. امام رضا(ع) فرمودند:هذا المولود الذی لم

یولد مولود اعظم بركه علی شیعتنا منه (۴) این كودك،‌مولودی است كه

برای شیعیان ما با بركت‌تر از او زاده نشد.

باز هم او نقل می‌كند: در مكه خدمت امام رضا (ع) شرفیاب شدم دیدم حضرت

میوه‌ای را پوست می‌كندو به فرزندش امام جواد(ع) می‌دهد، عرض كردم:‌این

 همان مولود پر خیر و بركت است؟

فرمود: آری! این مولودی است كه در اسلام مانند او و برای شیعیان ما

با بركت تر از او متولد نگردیده است .(۵)

امام هشتم (ع) به مناسبت‌های گوناگون از امام جواد (ع) با عنوان “بابركت

‌ترین مولود” یاد می‌كرد به گونه‌ای كه در میان یاران و شیعیان آن حضرت،

‌این نكته معروف و زبانزد بوده است.چنانكه در تاریخ آمده: دو تن از

 شیعیان امامرضا (ع) به نام‌های “ابن اسباط” و “عباد بن اسماعیل” نقل

 می‌كنند: ‌ما در محضر امام هشتم (ع) بودیم كه آقا زاده خردسالی را آوردند.

 عرض كردیم: این همان مولود پرخیر و بركت مورد نظر شماست؟ امام

(ع) فرمودند:آری! این همان مولودی است كه در اسلام با خیر و بركت‌تر

 از آن زاده نشده است .(۶)

با بررسی موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن تاریخی و درك شرایط و

 فضای عمومیجامعه عصر امام هشتم (ع) اجمالا درمی‌یابیم كه ولادت

حضرت جواد الائمه(ع) در شرایطی رخ داد كه حقیقتا خیر و بركت خاص

را برای شیعیان بلكهاسلام و مسلمین به ارمغان آورند.بیان مطلب اینكه:

 عصر امام هشتم (ع) و شرایط سیاسی، اجتماعی و موقعیت آن بزرگوار،

 ‌شرایط و موقعیت‌ ویژه‌ای بود.

بدین معنی كه امام هشتم (ع) در معرفی امام پس از خود از چند ناحیه با

 مشكلات جدی روبرو بود! مشكلاتی كه در دوران امامان قبل از او سابقه

 نداشته است .

از یك سوی گروه واقفیه با انگیزه‌های مادی و معنوی، امامت حضرت ثامن

الحجج(ع) را بعد از شهادت موسی بن جعفر (ع) انكار می‌كردند و از

سوی دیگر امام رضا(ع) تا سن ۴۷ سالگی صاحب فرزند نشده بود و

چون بسیاری از مردم آگاه بود كه رسول خدا (ص) فرمودند:

الائمه بعدی اثنا عشر! اولهم علی بن ابیطالب و الثانی حسن بن علی والثالث

 حسین بی علی و تسعه المعصومین من ذریه الحسین (ع()۷(

برابر احادیث ماثوره از پیامبر اكرم (ص) ،جانشین رسول خدا (ص( امامان

 معصوم (ع) ۱۲ نفرند كه نه نفر آنها، از نسل امام حسین (ع) خواهند بود.

فرزند نداشتن امام هشتم (ع) هم امامت امام رضا (ع) را زیر سوال می‌برد و

 هم تداوم امامت از نسل او را! و گروه واقفیه از قضا، همین موضوع را

دستاویز قرار داده و امامت امام هشتم (ع) را انكار می‌كردند تا چه رسد تداوم

 امامت از نسل او را!

چنانكه حسین بن قیاما واسطی كه از سران گروه واقفیه بود، طی نامه‌ای به

 امام هشتم (ع) ، او را متهم می‌كند كه تو عقیمی! چگونه ممكن است امام و

 حجت خدا بر مردم باشی، در حالی كه فرزندی نداری؟

كه امام (ع) در پاسخ می‌فرماید:

و ما علمك انه یا یكون لی ولد؟ والله لا یمضی الایام و اللیالی حتی یرزقنی

ولدا ذكر یفرق به بین الحق و الباطل (۸(

تو از كجا می‌دانی كه من دارای فرزند نخواهم بود؟ به خدا سوگند بیش از

چند روز نخواهد گذشت كه خداوند پسری به من عطا خواهد كرد كه حق را از

 باطل جدا می‌كند.این شیوه تبلیغات منفی علیه امام هشتم (ع)، منحصر به حسین

 بن قیاما و دیگر پیروان فرقه واقفیه نبود! واین شبهه از ناحیه دیگران هم به

 مناسبت‌های گوناگون تكرار و تبلیغ می‌شد و امام رضا (ع) هم بدون مسامحه،‌

 اظهارات ناصواب آنها را به نحو مبرهن و مستدل پاسخ می‌فرمود و سخنان آنان

 را رد می‌كرد. تا آنگاه كه امام نهم (ع) متولد شد و عملا به این شگردهای

تبلیغاتی و جوسازی‌ها علیه امام هشتم (ع) خاتمه داده شد و موضع امام (ع)

 و موقعیت شیعیان كه همواره در تنگنا و محاصره تبلیغاتی بدخواهان و

كج‌اندیشان بودند،تقویت شد و بهبود یافت .

در پایان سالروز ولادت با سعادت حضرت جواد الائمه (ع) را به پیشگاه

 فرزند گرامی‌اش، عدالت گستر جهانی، امام عصر (عج) و به همه

 ارادتمندان خاندانعصمت و طهارت و رهروان راه آن امام همام، تبریك و

 تهنیت عرض می‌كنیمو توفیق رهروی و ثبات قدم در راه نورانی آن ذوات

 مقدسه و برخورداری ازالطاف و مراحم ویژه آنان را از خداوند تبارك و

 تعالی مسئلت داریم

عزت الله واعظی
پی‌نوشت‌ها:
۱ - بحار الانوار/ج ۵۰/ص ۱۵
۲ - منتهی الآمال / باب یازدهم
۳ - بحار الانوار / ج ۵۰ / ص ۱۵
۴ - بحار الانوار / ج ۵۰/ ص ۲۳
۵ - بحار الانوار/ ج ۵۰/ ص ۳۵
۶ - ارشاد المفید / ص ۳۱۹
۷ - میزان الحكمه
۸ - ارشاد المفید / ص ۲۹۸

 

ولادت مولی الموحدین علی علیه السلام سیزدهم ماه رجب

علی از مردانی است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه، و جاذبه و دافعه او

 سخت نیرومند است. شاید در تمام قرون و اعصار، جاذبه و دافعه‌ای به

 نیرومندی جاذبه و دافعه علی پیدا نكنیم، دوستانی دارد عجیب، تاریخى،

‌ فداكار، با گذشت، از عشق او همچون شعله‌هائی از خرمنی آتش، سوزان

 و پرفروغ‌اند، جان دادن در راه او را آرمان و افتخار مى‌شمارند و در

 دوستی او همه چیز را فراموش كرده‌اند، از مرگ علی سالیان بلكه قرونى

 گذشت اما این جاذبه همچنان پرتو مى‌افكند و چشمها را به سوی خویش

خیره مى‌سازد.

در دوران زندگیش عناصر شریف و نجیب، خداپرستانی فداكار و بى‌طمع،

 مردمی با گذشت و مهربان، عادل و خدمتگذار خلق گرد محور وجودش

 چرخیدند كه هر كدام تاریخچه‌ای آموزنده دارند و پس از مرگش در

 دوران خلافت معاویه و امویان جمعیتهای زیادی به جرم دوستی او د

 سخت‌ترین شكنجه‌ها قرار گرفتند اما قدمی را در دوستی و عشق علی

كوتاه نیامدند و تا پای جان ایستادند.

 سایر شخصیتهای جهان بامر گشان همه چیزها میمیرد و با جسمشان در

 زیر خاكها پنهان مى‌گردد اما مردان حقیقت خود میمیرند ولی مكتب و

عشقها كه برمى‌انگیزند با گذشت قرون تابنده‌تر میگردد.

 ما در تاریخ مى‌‌خوانیم كه سالها بلكه قرنها پس از مرگ علی افرادی با جان

 از ناوك دشمنانش استقبال مى‌كنند.

 از جمله مجذوبین و شیفتگان على، مىثم تمار را مى‌بینیم كه بیست سال پس

 از شهادت مولی بر سر چوبه دار از علی و فضائل و سجایای انسانی او سخن

 مىگوید، در آن ایامی كه سرتاسر مملكت اسلامی در خفقان فرو رفته، تمام

 آزادیها كشته شده و نفس‌ها در سینه زندانی شده است و سكوتی مرگبار

همچون غبار مرگ بر چهره‌ها نشسته است،‌ او از بالای دار فریاد برمى‌آورد

 كه بیائید از علی برایتان بگویم. مردم از اطراف برای شنیدن سخنان میثم

هجوم آوردند. حكومت قداره بند اموی كه منافع خود را در خطر مى‌بیند

 دستور میدهد كه بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی هم بحیاتش

خاتمه دادند. تاریخ از این قبیل شیفتگان برای علی بسیار سراغ دارد.

 این جذبه‌ها اختصاصی به عصری دون عصری ندارد. در تمام اعصار

جلوه‌هائی از آن جذبه‌های نیرومند مى‌بینیم كه سخت كارگر افتاده است.

مردی است بنام ابن سكیت،‌ از علماء و بزرگان ادب عربی است و هنوز

 هم در ردیف صاحب‌نظران زبان عرب مانند سیبویه و دیگران نامش برده

 میشود.

 این مرد در دوران خلافت متوكل عباسی مى‌زیسته - در حدود دویست سال

 بعد از شهادت علی - در دستگاه متوكل متهم بود كه شیعه است اما چون

بسیار فاضل و برجسته بود متوكل او را به عنوان معلم فرزندانش انتخاب كرد.

 یك روز كه بچه‌های متوكل به حضورش آمدند و ابن سكیت هم حاضر بود

 و ظاهرا در آن روز امتحانی هم از آنها بعمل آمده بود و خوب از عهده بر

آمده بودند متوكل ضمن اظهار رضایت از ابن‌سكیت و شاید و سائقه سابقه

ذهنی كه از او داشت كه شنیده بود تمایل به تشیع دارد،‌ از ابن‌سكیت پرسید

 این دو تا (دو فرزندش) پیش تو محبوب‌ترند یا حسن و حسین فرزندان على؟

 ابن‌سكیت از این جمله و از این مقایسه سخت برآشفت، خونش بجوش آمد،

 با خود گفت كار این مرد مغرور بجائی رسیده است كه فرزندان خود را با

 حسن و حسین مقایسه میكند؟ این تقصیر من است كه تعلیم آنها را برعهده

 گرفته‌ام، در جواب متوكل گفت:

"به خدا قسم قنبرغلام علی بمراتب از این دو تا و از پدرشان نزد من محبوبتر

 است".

متوكل فى‌المجلس دستور داد زبان ابن‌سكیت را از پشت گردنش درآورند.

تاریخ افراد سراز پا نشناخته زیادی را مى‌شناسد كه بى‌اختیار جان خود را در

 راه مهر علی فدا كرده‌اند. این جاذبه را در كجا مىتوان یافت، گمان نمیرود

 در جهان نظیری داشته باشد.

علی به همین شدت دشمنان سرسخت دارد، دشمنانی كه از نام او بخو

 مى‌پیچیدند. علی از صورت یك فرد بیرون است و بصورت یك مكتب

 موجود است. و به همىن جهت گروهی را بسوی خود مىكشد و گروهی را

 از خود طرد مىنماید، آری علی شخصیت دو نیروئی است.

*تاریخ،‌ افراد سراپا نشناخته زیادی را مى‌شناسد كه بى‌اختیار جان خود را

 در راه مهر علی(ع) فدا كرده‌اند. علی(ع) به همىن شدت دشمنان سرسخت

 دارد.
* علی(ع) از صورت یك فرد بیرون است و به صورت یك مكتب موجود است.

 *مردان حقیقت، خود مى‌مىرند، ولی مكتب و عشق‌ها كه برمى‌انگیزند، با

 گذشت قرون، تابنده‌تر میگردد.

 * علی(ع) هم جاذبه دارد و هم دافعه، و جاذبه و دافعه او سخت نیرومند است.

استاد شهید مرتضی مطهری

وفات حضرت زینب علیها سلام پانزدهم ماه رجب

● وفات

حضرت زینب(س) در پنجم ماه رجب و به روایتی درچهاردهم ماه رجب

 سال ۶۲ هجری در روستایی به نام “راویه” و در حومه شهر دمشق چشم

از جهان فرو بستند. اما مورخان دراین مورد اختلاف دارند ومكان دفن

 آ‌ن حضرت را در قبرستان بقیع مدینه و بعضی هم درمصر گفته‌اند اما

 آنچه تحقیقات نشان می‌دهد این است كه با زینب صغری و دختر دیگر

 امیرالمومنین (ع) كه در مصر یا مدینه می‌باشد اشتباه كرده‌اند.

درمورد علت مهاجرت حضرت زینب(س) از مدینه به سوی شام نظرات

 متعددی ارائه شده است. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

۱) واقعه حره( قتل عام فجیع مردم مدینه به دستور یزید، در سال۶۲ هجری)

۲) ناراحتی‌های روحی آن حضرت پس از واقعه كربلا

۳) شیوع وبا و طاعون به همراه قحطی در مدینه

۴) افشاگری‌های حضرت بر علیه حكومت یزید و بنی‌امیه كه باعث تبعید

 ایشان شد

● افق‌های زندگی

حضرت زینب (س) درطی زندگی پرنشیب و فراز خود سفرهای متعددی

راانجام دادند كه بیشتر آنها جنبه تاریخی قابل توجهی دارد. مسافرت‌های

ایشانرا می‌توان به ۸ بخش مهم تقسیم كرد كه عبارتند از:سفر اول ایشان

 كه راحت و دركمال آسایش بود و آن هنگامی بودكه امیرالمومنین (ع)

به منظور تغییرمركز خلافت از مدینه به قصد كوفه حركت فرمود. در

این سفر آنحضرت همراه پدر، برادران،‌ همسرشان و جوانان بنی‌هاشم

 بودند.در سفردوم حضرت زینب (س) همراه برادرانش از كوفه به جانب

 مدینه عزیمت نمود.

در این سفر هر چند قلب آ‌ن بانوی بزرگوار از شهادت پدر و دیگر وقایع

 جریحه‌دار بود اما با عزت وارد مدینه شدند.سفر سوم با برادرشان امام

حسین (ع) و سایر فرزندان امیرالمومنین (ع) و در پی بیعت نكردن ابی‌عبدالله

 (ع) با یزید از مدینه وبه قصد مكه معظمه می‌باشد.

سفر چهارم ازمكه به سوی كربلا بود. دراین سفر نیز برادرشان امام

 حسین(ع) و سایر فرزندان امیرالمومنین(ع)، اولادامام حسین(ع) گروهی از

اصحاب پیامبر (ص) همراه وی بودند. این سفر در پی ارسال نامه‌های كوفیان

 به امام حسین(ع) و اعلام آمادگی آنان در حمایت از ایشان صورت گرفت

 كه عاقبت‌الامر به واقعه خونین كربلا انجامید .سفر پنجم كه با مسافرت‌های

 قبلی آ‌ن حضرت تفاوت‌های اساسی دارد از كربلا به كوفه است. در این سفر

 كه همراه با محنت و رنج بود حضرت زینب (س)همچون كوهی استوار

 سالار كاروان اسراء و پیام‌آور نهضت حسینی می‌باشد.

سفر ششم آن بانوی عصمت وطهارت از دارالاماره كوفه به سوی دارالخلافه

شام بود. این مسافرت حضرت زینب (س) نیز كه در آن چهل منزل پیموده و

 صدمه‌های بی‌شمار دیده وخسته، گرسنه ،‌تشنه و داغدیده گردیده همراه با غم

 و اندوه فراوان بود. تا آنكه در قصر سبز یزید با ایراد خطبه تاریخی خود لرزه

 بر اندام حكومت بنی‌امیه آورد.سفر هفتم از شام به مدینه و مراجعت به وطن بود

 هر چند این سفر به منزله پایان دوران اسارت ایشان محسوب می‌شود ولی با

دلی سوخته و روانی گداخته از غم از دست دادن برادر پا بر شهر پیامبر(ص)

گذاشت.سفر هشتم نیز از مدینه به مقصدشام و به اتفاق شوهرشان عبدالله بن

 جعفر طیار می‌باشد. همانجا بودكه آن حضرت پس از پشت سرگذاشتن یك

 زندگی پرنشیب و فراز اما با عزت چشم از جهان فرو بست

 

 شهادت امام كاظم علیه السلام بیست وپنجم ماه رجب

 

25 رجب سال روز شهادت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر الكاظم علیه

 السلام است . شیعه و سنی مناقب و فضائل آن حضرت را نقل كرده اند .

 از آن جمله إبن طلحه ، عالم بزرگ سنی مى گوید :

« هو؛ الامام ، الكبیر القدر العظیم الشأن ، الكثیر التهجّد ، الجادّة فی

الإجتهاد، المشهود له بالكرامات ، المشهور بالعبادة ، المواظب علی الطاعات

 ، یبیّت اللیل ساجدا و قائما و یقطع النهار متصدقاً و صائماً ولفرط علمه

و تجاوزه عن المعتدین علیه دُعی كاظما ، كان یجازی المسیء بإحسانه إلیه

 ، ویقابل الجانی علیه بعفوه عنه ، و لكثرة عباداته كان یسمى بالعبد الصالح ،

 ویُعرف بالعراق بباب الحوائج إلی الله ، لنجح المتوسلین

 إلی الله تعالی به ، كراماته تحار منها العقول .... »

« او امامى بزرگ قدر ، عظیم الشأن ، بسیار متهجّد ، اهل جدیت در

كوشش ، كسی كه كرامات او آشكار و به عبادت مشهور ، و به طاعت

مواظب بود . شبها را در حال سجود و قیام سپری مى كرد و روزها را

 با صدقه وروزه مى گذرانید وبه خاطرشدت حلم و گذشتی كه نسبت به

جسارت كنندگان به خود داشت ، كاظم خوانده مى شد .

 كسی را كه به او بدی مى كردبا نیكی و احسان پاداش مى داد . با جنایت

كننده نسبت به خویش ، با عفو وبخشش مقابله مى كرد . و به خاطر كثرت

 عباداتش عبد صالح نام گرفت ، و در عراق به باب الحوائج إلی الله مشهور

 است . چرا كه كسانی كه بوسیله او به خدای توانا متوسل مى شوند ،

از توسل خویش نتیجه مى گیرند . كراماتش عقلها را حیران مى كند .. . » .

و نیز إبن حجر ، دانشمند بسیار متعصب سنی درباره ایشان

چنین مى گوید : « و كان معروفاً عند أهل العراق بباب قضاء الحوائج

عند الله و كان أعبد أهل زمانه و أعلمهم و أسخاهم »

« او نزد اهل عراق به باب قضاء حوائج ،نزد خداوند معروف بود و

عابدترین مردم زمانش و داناترین و سخاوت مندترین آنان بود .»

كراماتی كه از آن حضرت نقل شده بسیار زیاد است . از آن جمله در حدیث

 صحیحى، حمادبن عیسی مى گوید :

« بر حضرت موسی بن جعفر بر شهر بصره وارد شدم ، پس به ایشان

عرض كردم :دعا كنید خدای تعالی یك خانه ، یك همسر ، فرزند وخادم

روزیم كند و پنجاه حج نصیبم كند . حماد مى گوید به محض اینكه پنجاه

حج را شرط كردم ، دانستم كه من بیش از پنجاه حج انجام نخواهم داد سپس

 حماد گفت : تابحال چهل و هشتحج به جا آوردم و این خانه من است كه

 روزیم شده ، و این همسر من است كه در پشت پرده كلامم را مى شنود

و این خادم من و این پسر من است و همه اینها نصیبم شد.

پس از این سخن حماد دو حج دیگر انجام داد و پنجاه حج او تكمىل

 شد سپس به قصد پنجاه ویكم حركت كرد ، و همراه اوابوالعباس نوفری بود ،

 زمانی كه مى خواستند احرام ببندند و حماد قصد غسل داشت ، سیلی آمد و

او غرق شد و از دنیا رفت . رحمة الله علیه »همچنینی در حدیث صحیح

دیگری چنین آمده است« آن حضرت در سرزمىن منی به زنی عبور كردند

 كه مى گریست و فرزندان او در اطراف او گریه مى كردندو گاوی كه

 دارایی این زن بود ، مرده بود ، پس آن حضرت به طرف آن زن رفتند و

 فرمودند : ای كنیزخدا ،چرا مى گریی ؟ آن زن پاسخ داد ای بنده خدا من

 فرزندان یتیمى دارم و گاو ماده ای داشتم كه گذران زندگی خود و كودكانم

از آن بود ، هم اكنونمرده است و من و فرزندانم راه چاره ای نداریم ،

حضرت فرمودند :آیا مى خواهی برایت زنده اش كنم ، پس به دل آن زن

افتاد كه بگوید آری ای بنده خدا ، پس آن حضرت به كناری رفتند و دو

 ركعت نمازی خواندند سپس دست خود را كمى بالا آوردند و لبان مبارك

 را كمى تكان دادند ، سپس برخاستند و گاو را صدا زدند وباعصا یا

پای مبارك ضربه ای به او نواختند،

 پس حیوان بر روی زمىن ایستاد . آن زن تا چنین صحنه ای را دید

 فریاد زد و گفت : قسم به پروردگاركعبه كه این عیسی بن مریم است .

 امام علیه السلام به مىان مردم رفتند و بین آنان قرار گرفتند و عبور كردند . »


ایشان در زندان هارون الرشید و با زهری كه به ایشان دادند ، غریبانه

 ومظلومانه به شهادت رسیدند . قبر مطهر آن حضرت در كاظمىن و در

كنار قبر مطهر حضرت جواد علیه السلام قرار دارد.در پایان جهت تیمّن و

تبرّك چند حدیث از ایشان نقل مى كنیم ؛

. «یاهشام ، إنّ العاقل نظر إلی الدنیا وإلی أهلها فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ،

 و نظر إلی الآخرة ، فعلم أنها لاتنال إلا بالمشقة ، فطلب بالمشقة أبقاهما . »

2. « السخی قریب من الله ، قریب من الجنة ، قریب من الناس »

3-« إنّ خواتین أعمالكم قضاء حوائج إخوانكم و إحساناً علیهم ما قدره و الا لم

 یقبل منكم عملا هنو علی إخوانكم و رحموهم تلقو بنا »

4. « جهاد الإمرأة ، حسن التبعّل »

5. « ما من شیء تراه عینیك إلا فیه موعظة »

 

مبعث رسول گرامی اسلام بیست وپنجم ماه رجب

 علت ارسال پیامبر عظیم الشأن اسلام برای رسالت

الی ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله (ص) لانجاز عدته واتمام نبوته

 مأ خوذا علی النبیین میثاقه ، مشهورة سماته (1)

خداوند پیامبررافرستاد:

1-    برای اتمام یافتن وعدۀ خداوندی كه عبارتست ازارسال پیامبران

2-     برای هدایت مردم

3-    برای اتمام كردن نبوت وختم رسالت

4-    نبوتش برای همۀ عالمیان وآوردن دین جاوید

5-    علامات طبیعی وروحی اودركتابهای آسمانی ودرمعلومات اهل

6-     ذكر مشهوربوده است

7-    پیامبر عظیم الشأن اسلام درهنگامی ازطرف خدا فرستاده شد كه

8-     ازرستگاری وارزش های الهی اثر ونشانی نمانده بود .

9-    باطل رابه وسیلۀ حق شكافت وحق راآشكارساخت

مردم رابه رشد وكمال هدایت نمود وبه اعتدال دستورداد 

                                     والسلام علیكم ورحمة الله وبركاته 

 

 

ارسال نظر
نویسنده
متن
*