نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

رویدادهای مهم زمان امام موسی کاظم (ع)/ شخصیت اخلاقی امام هفتم + شعر

منابع مقاله: ، ؛



 

 
امام موسی الکاظم (ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابوحنیفه از او مسئله می‌پرسیدند و کسب علم می‌کردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) در سن ۲۰ سالگی به امامت رسید و ۳۵ سال رهبری و ولایت شیعیان را برعهده داشت.

به گزارش مشرق،  امام موسی الکاظم (ع) هنوز کودک بود که فقهای مشهور مثل ابوحنیفه از او مسئله می‌پرسیدند و کسب علم می‌کردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) در سن ۲۰ سالگی به امامت رسید و ۳۵ سال رهبری و ولایت شیعیان را برعهده داشت.  امام موسی کاظم (ع)، معصوم نهم و امام هفتم شیعیان است، امام موسی کاظم(ع) در هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری متولد شدند و برخی نیز سال ۱۲۹ را ذکر کردند، محل تولد امام موسی کاظم(ع) ابواء (منطقه‏‌ای در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودی کنونی)است و ایشان در ۲۵رجب سال ۱۸۳ هجری قمری، در سن ۵۵ سالگی، به‏ وسیله زهری که در زندان" سندی بن شاهک" به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد به شها‌دت رسیدند. به همین مناسبت مختصری از زندگینامه آن حضرت را مرور می‌کنیم:نسب پدری و ما‌دری امام موسی کاظم(ع)

نسب پدری امام جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‏طالب (ع)است؛ نام مادر امام موسی کاظم (ع)حمیده مصفّاه. نام‏‌های دیگری نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز برای او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احکام و مسائل بود که امام صادق(ع) زنان را در یادگیری مسائل و احکام دینی به ایشان ارجاع می‏‌داد. و درباره‏‌اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چرکی؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانی نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن کرامتی که از خدای متعال برای من و حجت پس از من است.»

فرزندان امام موسی کاظم(ع)

بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی کاظم (ع) ۳۷ فرزند پسر و دختر داشت که ۱۸ تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یکی از دختران آن حضرت فاطمه معروف به معصومه (س)است که قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را کمتر و بیشتر نیز گفته‌اند.

کنیه‌ها و القاب امام موسی کاظم(ع)

کنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضی، ابوعلی و ابواسماعیل.

القاب: کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.

امام موسی کاظم(ع) در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.

شخصیت اخلاقی امام(ع)

او در علم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگی ضرب المثل بود. بران و بداندیشان را با عفو و احسان بیکران خویش تربیت می‌فرمود.

شب‌ها بطور ناشناس در کوچه‌های مدینه می‌گشت و به مستمندان کمک می‌کرد. مبلغ ۲۰۰، ۳۰۰ و ۴۰۰ دینار در کیسه‌ها می‌گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت می‌کرد. صرار (کیسه‌ها) موسی بن جعفر در مدینه معروف بود. و اگر به کسی صره‌ای می‌رسید بی نیاز می‌گشت معذلک در اطاقی که نماز می‌گذارد جز بوریا و مصحف و شمشیر چیزی نبود.

رویدادهای مهم زمان امام موسی کاظم (ع)

شهادت امام جعفر صادق (ع)، پدر ارجمند امام موسی کاظم (ع)به دست منصور دوانیقی، در سال ۱۴۸ هجری.

پیدایش انشعاباتی در مذهب شیعه، مانند: اسماعیلیه، اَفْطَحیه و ناووسیه، پس از شهادت امام صادق (ع) و معارضه آنان با امام موسی کاظم (ع) در مسئله امامت  ادعای امامت و جانشینی امام جعفر صادق (ع)، توسط عبدالله اَفْطَحْ، برادر امام موسی کاظم علیه السلام و به وجود آوردن مذهب افطحیه در شیعه.
مرگ منصور دوانیقی، در سال ۱۵۸ هجری، و به خلافت رسیدن ابوعبدالله مهدی عباسی، فرزند منصور.
مبارزات منفیِ امام موسی کاظم علیه السلام با دستگاه حکومتیِ هارون‏‌الرشید، در مناسبت‏‌های گوناگون.
بدگویی و سعایت علی بن اسماعیل، برادرزاده امام موسی کاظم علیه السلام از آن حضرت، نزد هارون الرشید با توطئه‏ چینی یحیی برمکی، وزیر اعظم هارون.

سخنان برگزیده از امام موسی کاظم(ع)

امام کاظم ‏(ع): سه چیز تباهی می‏‌آورد: پیمان شکنی، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

کمک کردن تو به ناتوان، بهترین صدقه است.

اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن کامل) در میان شما بود، قائم ما قیام می‏‌کرد.

کسی که هر روز خود را ارزیابی نکند، از ما نیست.

در هر چیزی که چشمانت می‏‌بیند، موعظه‏‌ای است.

هر گاه سه نفر در خانه‌ای بودند، دو نفرشان با هم نجوا نکنند؛ زیرا نجوا کردن، نفر سوم را ناراحت می‏‌کند.

مبادا از خرج کردن در راه طاعت خدا خودداری کنی، و آن‏گاه دو برابرش را در معصیت خدا خرج کنی.

خیر برسان و سخن نیک بگو و سست رأی و فرمان ‏برهر کس مباش.
شعر / به مناسبت ۲۵ رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع) اشعاری در وصف این امام بزرگوار را مشاهده می کنید.

***  ***  ***

زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده
خواست پرواز کند دید پرش افتاده

می شود گفت کجا تکیه به دیوار زده ست
بس که شلاق به جان کمرش افتاده

آدم تشنه عجب سرفه ی خشکی دارد
چقدر لخته ی خون دور و برش افتاده

گریه پیوسته که باشد اثراتی دارد
چند تاری مژه از پلک ترش افتاده

هر کس ایام کهنسالی عصا می خواهد
پسرش نیست ببیند پدرش افتاده

آن که از کودکی اش مورد حرمت بوده ست
سر پیری به چه جایی گذرش افتاده!

به جراحات تنش ربط ندارد اشکش
حتم دارم که به یاد پسرش افتاده

*** شعر از حسین رستمی ***

*** *** ***
خانه های آن کسانی میخورد در بیشتر

که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر

عرض حاجت میکنم آنجا که صاحبخانه اش

پاسخ یک میدهد با ده برابر بیشتر

گاه گاهی که به درگاه کریمی میروم

راه میپویم نه با پا بلکه با سر بیشتر

زیر دِین چارده معصومم(ص)اما گردنم

زیر دِین حضرت موسی بن جعفر(ص) بیشتر

گردنم در زیر دینِ آن امامی هست که

داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

آن امامی که «فداکِِ» گفتنش رو به قم است

باسلامش میکند قم را منور ، بیشتر

قم، همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین

همچنین از آسمان دارد (چِل اختر)بیشتر

قصد اینبارِ قصیده از برادر گفتن است

ورنه میگفتم از این معصومه خواهر بیشتر

در مقامش مصرعی میگویم و رد میشوم

لطف بابا ها ست معمولاً به دختر بشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم

بودنت را میکنم اینگونه باور بیشتر

مرقدت ضرب المثل های مرا تکمیل کرد

هرکه بامش بیش برفش ، نه! کبوتر بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است

اینچنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یکسان تراند از هرکجا

این حرم دیگر ندارد حرفِ کمتر ، بیشتر

از غلامان شماهم میشود دنیا گرفت

من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا

چشم در راه تو هستم روز آخر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حساسی ولی

جان زهرا(س) ـ چون شنیدم که به مادر بیشترـ

دوستت دارم نمیدانم که باور میکنی

راست میگویم به وا.. از ابوذر بیشتر

بیشتر هایی که گفتم از تو خیلی کمترند

*** *** ***

ای زیر و بم گریه ی زنجیر شنیده
با زمزمه ای موج به موج آینه چیده

ای محبس بی روزنه دیدی که نوشتند:
بر سقف کبودت رقم قتل سپیده

دود از نفس سوخته ات حلقه به حلقه
تا جزر و مد دجله ی بغداد رسیده

از شعشعه ی حیدری یوسفم افتاد
صد ولوله در محبس و هی دست بریده

ها! می شنوی ناله ی «یا صاحبی السجن»
در چشم ترش معجزه هایی ست عدیده

ای کاش که امشب متلاشی شوم از بغض
بر منبری از روضه ی آن ماه ندیده

گفتند شده «سوق ریاحین» پل بغداد
سوگند که جز لاله ی قرمز ندمیده

با پای خودش کعبه به تشییع می آید
تا تلبیه در تلبیه از حبس شنیده

این ماه جوان کیست که با گریه عبا را
در بدرقه بر کشته ی خورشید کشیده؟!

این ماه جوان هروله در اشک می آید
یا فاطمه می گوید و با قد خمیده...

تسبیح مدینه ست به سجّاده ی بی او
چون باغچه ای یاس همه رنگ پریده

با سرخ ترین حادثه توأم شده اشکم
تا مشق غزل گریه ی من گشت قصیده

***شعر از محمد حسین انصاری نژاد***

ارسال نظر
نویسنده
متن
*