نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

آخرالزمان، شرايط ظهور باطني ترين بعد هستي

منابع مقاله: ، ؛


تولّد امام زمان، ذخيره عالم امكان ،واسطه فيض حضرت حق ، حامل ولايت تامّه الهي را تبريك عرض مي‌كنم. از امام صادق عليه السلام داريم كه از آن حضرت پرسيدند: يابن رسول الله در زمان غيبت بيشترين ثواب را در چه عملي مي بريم؟ حضرت فرمودند: اين دعا را بخوانيد و بيشترين ثواب را ببريد: اَللَّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ فَاِنَّكّ ِانْ لمَ ْتُعَرِّفْني نَفْسَكَ ،لَمْ اَعرِف رَسوُلَكَ. معني دعا را دقت كنيد تا نكته آخرش، كمك كند كه چرا گفتند در آخر الزمان ،در زمان غيبت خواندن ،اين دعا ثواب زيادي دارد .مي فرمايد خدايا بايد خودت را به من معرفي كني .چون من نمي توانم تو را بشناسم ؛ و اگر خودت را معرفي نكني ،از آن جايي كه بوي تو در نبي است پس نبي را نمي‌شناسم. در ادامه دعا هست: اَللَّهُمَ عَرِّفني نَبِّيَك فَاِنَّكَ اِنْ لمَ تُعَرِّفْني نَبَِّيك، لمَ ْاَعْرِفْ حُجَتَكَ. خدايا پيامبرت را به من بشناسان كه اگر نبي ات را نشناسم ،حجتت را نمي‌شناسم .آن وقت التفات كنيد در ادامه دعا مي فرمايد اگر حجتت را نشناسم ، من بدبختم . فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَن ديني . مي‌فرمايد بايد خودت حجتت را به من بشناساني . مگر مي‌شود غيبي‌‌ترين مرتبه عالم وجود، مقام مطلقه حضرت حجت را من با عقلم و با فكر خودم بشناسم.

 

فهرست

 

شناخت ظهور خاص مقدمه ظهور عام.......5

ظهور غيبي ترين گوهر.........7

خود ائمه نيز امام مهدي اند........10

زمان به انتها مي رسد.......12

جهان در حال آمادگي جدايي حق از باطل........13

يقين مردم آخرالزمان.......15

خطر انكار.......17

شرط انتظار ،نفي جهان موجود........19

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

آخرالزمان، شرايط ظهور باطني ترين بعد هستي

   تولّد امام زمان، ذخيره عالم امكان ،واسطه فيض حضرت حق ، حامل ولايت تامّه الهي را تبريك عرض مي‌كنم. از امام صادق عليه السلام داريم كه از آن حضرت پرسيدند: يابن رسول الله در زمان غيبت بيشترين ثواب را در چه عملي مي بريم؟ حضرت فرمودند: اين دعا را بخوانيد و بيشترين ثواب را ببريد: اَللَّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَكَ فَاِنَّكّ ِانْ لمَ ْتُعَرِّفْني نَفْسَكَ ،لَمْ اَعرِف رَسوُلَكَ. معني دعا را دقت كنيد تا نكته آخرش، كمك كند كه چرا گفتند در آخر الزمان ،در زمان غيبت خواندن ،اين دعا ثواب زيادي دارد .مي فرمايد خدايا بايد خودت را به من معرفي كني .چون من نمي توانم تو را بشناسم ؛ و اگر خودت را معرفي نكني ،از آن جايي كه بوي تو در نبي است پس نبي را نمي‌شناسم. در ادامه دعا هست: اَللَّهُمَ عَرِّفني نَبِّيَك فَاِنَّكَ اِنْ لمَ تُعَرِّفْني نَبَِّيك، لمَ ْاَعْرِفْ حُجَتَكَ. خدايا پيامبرت را به من بشناسان كه اگر نبي ات را نشناسم ،حجتت را نمي‌شناسم .آن وقت التفات كنيد در ادامه دعا مي فرمايد اگر حجتت را نشناسم ، من بدبختم . فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَن ديني . مي‌فرمايد بايد خودت حجتت را به من بشناساني . مگر مي‌شود غيبي‌‌ترين مرتبه عالم وجود، مقام مطلقه حضرت حجت را من با عقلم و با فكر خودم بشناسم.

   دراين دعا نكته هاي بسيار عالي و مهمي هست كه خدايا مسأله بالاتر از اين است كه من به تنهايي بشناسم، من بخوانم و چيزي بفهمم، نه ، تو بايد كمك كني كه من او را بشناسم.

   مگر حضرت امام زمان چيزي است كه بشود با يك انرژي ساده و با يك فكر اوليه شناخت ،حتماً نمي‌شود. بايد به جد تلاش كنيم تا خدا لطف كند امام زمانمان را به ما بشناساند. و بدانيم اين چيزهايي كه خودمان فكر مي‌كنيم در رابطه با امام زمان (ع) اينها نيست .نه اينكه ضد اينهاست ،بالاخره شيعه هرچه دارد يك بويي از حقيقت مي‌دهد. اما روي اين مطلب التفات بفرماييد كه آنچه ما از خدا طلب مي كنيم، كه خدايا به ما بفهمان ، معلوم است خيلي بالاتر از اين حرفهاست كه با دو تا كتاب بتوانيم بفهيم .اصلاً مسئله كتابي و نوشته‌اي نيست.بايد اين آمادگي را پيدا كنيد كه مسئله خيلي بالاتر از اين اينهاست . اصلاً چطور شد كه شما توانستيد پيامبر(ص) را بشناسيد؟ جز اين است كه پيامبر(ص) يك قرآني با آن همه عظمت به نام معجزه آورد؟ يعني خود خدا، اگر اين معجزه را نياورده بود، كه نمي‌شد ما پيامبر را بشناسيم، خداوند جلّ جلاله يك چنين لطفي به ما داردكه كمك مي كند، خودش را بشناسيم( كه بحثش حالا نيست) لطف ديگري به مادارد كه ما به كمك آن پيغمبرش را مي شناسيم.

   اگر فقط صرف اين بود كه خدا يك چيزي را به حضرت رسول اكرم(ص)،گفته بود و بعد ايشان مي آمد و مي‌گفت : من پيغمبرم،مي‌گفتيم از كجا معلوم است ؟ حرف خوب مي زني،توآدم خوبي هستي!ا ما اثبات نبوت نبيّ، به فرمايش علامه طباطبايي رحمت الله عليه حتماً معجزه مي‌خواهد. ايشان خيلي خوب بحث مي كنند.مي گويند عقل هم كافي نيست ،بايد پيامبر معجزه بياورد. قرآن با آن دلايلي كه بحث شده يك معجزه عظيمي است، نه اين كه يك كتاب نوشتاري خوبي باشد .قرآن يك چيز عجيبي است !همچنان كه عصاي موسي عليه السلام معجزه است و در شرايط خود چيز عجيبي بوده . يعني خدا بايد كمك بفرمايد كه با لطف و كرمش نبي‌اش را بشناسيم.همين طور خدا يك كمكي مي‌فرمايد كه ما وليّ اش را ،امام زمانمان را ،حجّتش را بشناسيم. اين يك طرف قضيه كه حضرت مي‌فرمايد كه بگوييد‌اللَّهُمَ عَرِّفْني حُجَّتَك»‌بعد مي‌فرمايد كه يادت باشد كه اگر حجتت را نشناسي، هيچ خبري نيست يعني در آخر مي فرمايد بگو: « ضَلَلْتُ عَنْ ديني» اصلاً‌من از دينم بيرون مي‌روم. اين چه نگاهي است كه اگر آدم نداشته باشد نه قرآن به دردش مي‌خورد نه معرفت خدا و نبيّ .يعني معرفت خدا و نبيّ خيلي خوب است ، ولي امام مي‌فرمايد بگو كه اي خدا اگر حجّتت را به من نشناساني «‌ضَلَلْتُ»‌يعني زندگي‌ام بي نتيجه مي شود. اين نكته را داشته باشيد كه عرضم از قول خود ائمه اين است كه ما اولاً: نسبت به شناخت اماممان بايد جدي باشيم. ثانياً: بايد آمادگي داشته باشيم كه لطف بزرگي از خدا به ما برسد تا بتوانيم امام زمانمان را بشناسيم. ديده‌ايد گاهي وقتها، اصلاً حالش را نداريم كه خدا خيلي به ما لطف كند. يك كمي كه لطف مي كند، مي‌گوييم همين برايمان بس است. نه آقا !‌ راجع به امام زمان اصلا ً‌بس نيست.

   روايتي هست از امام چهارم، روايت خيلي زلالي است، مي‌فرمايند: «اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنْ اَعْظَمِ الْفَرَج» ايكاش توفيق پيدا مي‌‌كرديم روي اين روايتها صدها جلسه وقت مي‌گذاشتيم تا ببينيم كه چه معارف عميقي در آنها خوابيده است. هميشه انگار بنا بوده است اهل البيت مظلوم باشند.ده شب وقت مي‌گذاريم براي شناخت نهضت امام حسين عليه السلام در حالي كه براي شناخت نهضت آن امام در اين ده شب هيچ كاري نمي‌توانيم بكنيم .يك شب را هم مي‌خواهيم براي امام زمان(عج) وقت بگذاريم! معلوم است كه اصلاً نمي شود كاري كرد.امام سجاد(ع) در اين روايت مي فرمايند : بالاترين پيروزي اين است كه تو امام و فرج ايشان را بفهمي يعني منتظر امام خودت باشي. دقت كنيد مي فرمايد: بالاترين پيروزي انتظار فرج است. يعني تو بايد امام زمان را بشناسي . مقام حضرت را بفهمي و بعد بفهمي كه حضرت يك نحوه« حضور خاص» دارند ،يك نحوه «حضور عام» دارند. و بفهمي كه اين حضور عام وخاص ،مال تو است و مال جهان.اگر كه اينها را بفهمي ،تو بيشترين چيزها را فهميده‌اي ، تو ديگر از جهان بالاتري . اين است كه عرض مي كنم نياز به امام مهدي (عج) را بايد خيلي جدي بگيريم وگرنه حتي ظهور عام آن حضرت كه واقع بشود، معلوم نيست كه چيزي به دست ما بيايد.واقعاً روي اين فكر كنيد ، چرا آخرين پيامبر كه تشريف آوردند، بعضي ها اصلاً چيزي به دست نياوردند؟‌براي اينكه اينها منتظر آمدن حضرت نبودند. معني جهان را طوري نفهميدند كه پيامبر آخر و خاتم بايد بيايد . اگر كسي نفهمد معناي اين جهان ،درآخرين مرحله اش به ظهور وليّ تام است و نفهمد معني ظهور تام ولايت حق يعني چه؟ اصلاً نه منتظر است و نه وقتي حضرت بيايد،او مي تواند با آن حضرت ارتباط برقرار كند.

شناخت ظهور خاص مقدمه ظهور عام

بنابراين بايد بدانيم كه اگر ظهور خاص امام را بشناسي ،آن وقت ظهور عامشان كه واقع مي شود براي شما ، مفيد است . حالا اگر ظهور عام حضرت در زمان شما واقع نشد تمام نتايج آن ظهور ، براي شما هست. وقتي ظهور خاص حضرت را شناختي و روي آن فكر كردي ،روايت مي فرمايد اگر عمرت كفاف نداد و مردي ، مثل اين است كه در لشگر امام مبارزه كرده اي . بلكه مثل اين است كه در كنار چادر خيمه امام شهيد شده اي. معني ظهور تام ولايت مطلقه خدا را در انتهاي عالم بايد پيدا كنيم. آيا توحيد منهاي امام مي‌شود ؟ يعني مي‌شود خدا را بشناسي و نرسي به اينكه اين توحيد و اين ولايت مطلق بايد در يك انسان موحد كامل ظهور كامل پيدا كند؟ گفت:

ديده آن بايد كه باشد حق شناس                 تا شناسد شاه را در هر لباس

شاهِ هستي يعني خدا در لباس وليّ مطلق، يعني حضرت حجت ولايت مطلق خود را به نمايش مي گذارد. محال است كسي خد‌ا‌شناس باشد و امام را به عنوان موّحد مطلق كه حامل اِعمال ولايت مطلق حق در آخرالزمان است طلب نكند و محال است امام را بفهمد و امام را انگشت اشاره به حضرت حق نبيند . اينها با هم خيلي ربط دارد. آن كه حق را مي‌خواهد حتماً به دنبال امام است و آن كه امام را يافت ،حق را در آينه وجود او مي بايد، ولي امام زمان (عج) حق را به طور كامل در صحنه هستي حاكم مي كند، يعني آينه ولايت حق است در نظام سياسي، اقتصادي اجتماعي عالم. پس تأكيد بنده اين است كه اول بايد اعتقادمان نسبت به حضرت مهدي عليه السلام محكم باشد وگرنه شما خودتان ببينيد خيلي ها در اول اسلام، وقتي پيامبر(ص) را ديدند،قبول كردند ، پذيرفتند، مؤمن شدند ولي با عمق نبود، بعد هم جوّ ساخته شد و از بين رفتند. روايتهاي عجيبي داريم كه غيبت حضرت به اندازه اي طول مي‌كشد كه اكثر مؤمنين مي گويند: آقا !‌ دروغ بود. بعضي ها مي‌گويند خود حضرت لباسهايش هم پوسيد. چرا؟ چون كسي كه معني چگونگي ولايت خدا را در انتهاي عالم نشناسد، نمي تواند معني انتظار را درست بفهمد و لذا خسته مي شود، چون احساساتي با موضوع برخورد كرده است.

   يك وقتي هست كه شما به وجود يك مسئله از نظر علمي و يا از نظر عقلي مطمئنيد .حالا اگر آثارش هم ظاهر نشد، منتظر مي مانيد، ولي اگر مسئله‌اي را فقط بايد از آثارش ببينيد تا قبول كنيد ،حالا اگر آثارش ظاهر نشد ،مي‌گوييد نيست. اگر انتظار فرج را گفته اند خيلي مهم و مؤثر و سازنده است ،براي اين است كه يك شعور برتري به انسان مي دهد . فلسفه وجودي حضرت حجّت عليه السلام را در بحث «‌نحوة حضور حضرت حجّت»‌به طور مختصر بيان كرده‌ايم. اينجا يك نگاه ديگري را مي خواهم عرض كنم تا ما متوجه بشويم يعني چه كه غيبي ترين گوهر در عالم خلق ، در آخر‌الزمان ظهور مي‌كند.

ظهور غيبي ترين گوهر

   يك قاعده عقلي داريم كه مي گويد: « اَنِّهاياتُ تَرْجَعُ اِلَي الْبِدايات» يعني آنچه در انتها ظاهر مي شود، برگشتش به چيزي است كه در ابتدا به صورت علمي و غيبي بوده است، مثلاً يك صندلي كه يك نجار ساخته است را در نظر بگيريد كه آنچه شما در انتها با آن روبرو مي شويد يك صندلي كامل است با پايه ها و پشت و همه اجزاء ،حال اين صندلي كه شما با آن روبرو هستيد مطابق است با آن صورت ذهني و علمي نجار كه در ابتدا در ذهن داشت و بر اساس آن، صندلي را طراحي كرد و در انتها آن را ساخت. ولي در بين عمل ساختن مي‌بينيد ممكن است چهار پايه اش را ساخته باشد ولي هنوز آن صندلي كه در ذهن و علم خود داشت را بوجود نياورده مگر در انتهاي كار، پس در واقع نهايت هر كاري برگشت دارد به ابتداي آن كار ،منتها يك طرف آن علمي و ذهني و غيبي است و يك طرف آن عيني و خارجي است، حال با اين مثال و آن قاعده به بحث التفات بفرماييد كه ما يك نبوت داريم كه شروعش از آدم عليه السلام است و ختمش به محمد مصطفي صلوات الله و سلامه عليه و آله است. نبيّ اكرم كه ‌« آخر است در ظاهر به نبوت ، اول است در باطن به نبوت» يعني هم او كه آخر است از جهتي، اول است از جهتي ديگر. ‌حضرت مي فرمايند«‌كُنتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْماءِ وَ الطّينِ»من نبي بودم اما آدم هنوز به دنيا نيامده بود و بين آب و گل بود .يعني آنكه از نظر غيبي اول است به نبوت ،از نظر عيني آخر است به نبوت.يعني آدم (ع) اولين نبي است به عين ،يعني از نظر ظاهري كه همه مي بينند او اولين پيامبر است . اما مقام نبوت در عالم غيب، مقام نبيّ مطلق خاتم الرسل است در اوّليّت، يعني از نظر غيبي اولين نبيّ حضرت محمد (ص) است، براي همين ،روايتهاي ما و اهل سنت ،اين نكته را دارد كه همان پيامبري كه در ظاهر و در عين ،آخرين پيامبر است ،در عالم غيب اولين پيامبر است.

   اگر به كتاب هاي امام خميني و شهيد مطهري و ... نگاه كنيد اين جمله ، جمله خيلي مشهوري است كه « باطن نبوت، ولايت است» هر نبيّي تا وليّ نشود اصلاً نبيّ نمي‌شود.ولايت مقام قرب و اتحاد خاص عبد است با رب در موطن انساني، يعني انسان يك بعدي دارد كه تامّ تمامش در اولين نبيّ است از نظر غيبي كه هم او آخرين نبي است از نظر عيني و ظاهري كه همان محمّد مصطفي صلوات الله عليه و آله است. حالا خوب ببينيد كه از اين جملات چه اسراري بيرون مي آيد . پس اگر متوجه بشويد ولايت ، باطن نبوت است. و آن نبيّ كه در موطن غيبي ،اول است وقتي ظاهر مي شود آخرين نبيّ است. وقتي آخرين مرحله دنيا شروع مي شود ،غيبي ترين مرحله وجود آن نبي كه ولايت است، ظاهر مي شود . حتماً اين روايت را شنيده ايد كه حضرت رسول اكرم عليه السلام و صلوات الله عليه و آله دو انگشت شان را پهلوي هم گذاشتند و فرمودند فاصله من وآخر الزمان مثل اين دو تا انگشت است يعني همين كه من بيايم، آخرالزمان شروع مي شود يعني با ظهور آخرين نبي ،آخرالزمان شروع مي شود . يعني آن نبيِ اوليِ غيبي وقتي كه آمد و ظاهر شد آخرين هم خواهد بود و ديگر نبي‌اي بعد از او نمي آيد . يعني ديگر بعد آمدن از خاتم الرسل، زمان ظهور بعد غيبي خاتم الرسل شروع مي شود، و چون بعد غيبي خاتم الرسل ،ولايت تامّه است ، پس آخرالزمان كه وقت ظهور ولايت تامه خداوند است ،شروع مي شود.

   زمان ظهور آخرين نبي ، زمان ظهور باطن اولين نبي يعني ولايت است كه غيبي بود و حالا بايد عيني شود. پس از اين به بعد بايد چي ظاهر بشود؟ باطن نبي. چون همان طور كه اولين غيب، آخرين عين است در نبوت، حالا غيب آن غيب ، يعني ولايت پيامبر ، نيز آخرين ظهورِ ظهور خاتم الرسل است .يعني غيبي‌ترين بعد هستي كه وجود مقدس امام زمان است در آخرين مرحله ظهور آخرين دين ظاهر مي شود.به همين جهت آن باطن نبي يعني ولايت ، از علي بن ابيطالب(ع) شروع مي شود. حالا يك نكته هم بگويم ،روايت عجيبي است كه حضرت وقتي داشتند داستان معراجشان را مي‌گفتند، يك آدم زرنگ باهوشي آنجا پيدا شده است كه مي پرسد: يا رسول الله آن وقتي كه خدا با شما صحبت مي كرد، صوتش به صوت چه كسي بود؟ ( در مقام غيب؛ صوت در نفس ايجادمي شود) حضرت فرمودند:به صوت علي عليه السلام خدا با من حرف مي زد. مگر قرآن در جريان مباهله نمي‌گويد: اي پيامبر نفست را بياور . و پيامبر (ص) علي (ع) را آوردند؟ پس معلوم است امير المومنين(ع) به جهت مقام ولايت ،جان پيامبر يعني باطن نبوت است. جان پيامبر(ص) يعني مقام پنهاني و غيب پيامبر. پس آن بحث هم درست در مي آيد .

خود ائمه نيز امام مهدي اند

   حالا چرا امام صادق عليه السلام عاشق امام زمان هستند؟ براي اينكه امام صادق ،خودِ برترشان را در امام زمان مي ديدند. گريه مي كنند كه آيا مي شود چشم من به جمال فرزندم مهدي ،روشن بشود! تاريخ مي گويد، امام رضا(ع) نشسته بودند، همين كه نام فرزندشان مهدي آمد، بلند شدند و دستشان را روي سرشان گذاشتند، اين به معني احترام و انتظار است.يعني چه؟ يعني امام صادق و امام رضا و بقيه ائمه عليهم السلام يك حقيقتي هستند كه اين حقيقت ، باطن نبوت است و بايد ظهور كند و هنوز زمينه ظهور آن حقيقت فراهم نشده است و لذا خود ائمه هم منتظر ظهور آن حقيقت باطني هستند كه در امام زمان (عج) محقق مي شود.

   امام باقر(ع) مي فرمايند كه فقط فرزندم مهدي است كه اصلاً‌كوتاه نمي آيد، ما كوتاه مي‌آييم. بقيه ائمه هنوز منتظرند وبه يك معني كوتاه مي آيند. يعني ظهور تام ولايت مربوط به آخرين قسمت ظهور نبوت است . يعني همان طور كه زمان شروع عيني آخرين نبي ، اولين زمان پيدايي آخرالزمان است ،با ظهور آخرين وليّ كه تامّ الولايه است و همه ولايت و همه باطن و همه نبوت و همه انبياء تاريخ، در جمال پرجلال ولايت تامّه ظاهر مي شود .ديگر زمانه تمام مي‌شوند. يعني آخرالزمان يك شروع دارد، يك انتها. شروعش به آخرين نبي است و انتهايش به آخرين ولي است. شروعش به ظهور آخرين نبي است تا همه نبوت ظاهر بشود و انتهايش به آخرين وليّ است براي اينكه همه ولايت ظاهر بشود، تا همه غيب ظاهر بشود.از اين به بعد دنيا دنيا نيست ،غيب است .    براي همين هم شما مي خوانيد كه امام زمان، ظهورشان اشراط الساعه است اصلاً ديگر مربوط به دنيا نيست. يعني يكي از شرطهاي قيامت، ظهور امام زمان صلوات الله عليه وعلي آبائه است و براي همين هم التفات داريد كه وقتي امام زمان تشريف آورند، ديگر جنس دنيا، جنس قيامت است، ديگر دنيا نيست.در قيامت ندا مي‌‌آيد كه «وَامْتازُو الْيَومَ اَيُّهَا الْمُجرِمونَ» .يعني از مجرمان، از مؤمنان جدا شويد. اصل قيامت اين است. در زمان ظهور امام مهدي(عج) ،ديگر اشقياء بطور كلي دريك طرف هستند ،اصفياء يك طرف .درست آنچه در قيامت به تامه واقع مي شود ،با امام زمان شروع مي شود .هر روايتي را بايد درست دست كم 10 -20 جلسه برايش بحث كرد تا شايد كمي حق‌اش اداء شود. امام صادق (ع) مي فرمايند كه امير المومنين در جنگ ،همه را نمي‌كشتند. شمشير را نمي گرفتند و هر كسي را كه جلويشان بود بكشند . راوي از امام مي پرسد: مگر نمي‌توانستند؟ مي‌فرمايند، بله مي‌توانستند. مي‌گويد پس چرا نمي‌كشتند؟ مي فرمايند چون گنجهاي پنهان آشكار نشده بود. يعني در باطن و صلب اين افرادي كه روبروي امام بودند، آدمهاي خوبي بودند. يعني همه آدمهاي خوب ظاهر نشده بودند و همه آدمهاي بد هم ظاهر نشده بودند. جبهه مقابل امام علي(ع) ،نسبت به آخرالزمان همه نفاق و كفر نيست. بنابراين مي‌فرمايند: فرزندم مهدي است كه نه توبه مي‌پذيرد و نه رحم مي‌كند چرا؟ چون كسي كه جلوي امام است ،فقط كفر است .به فرمايش امام، گنجها ظاهر شده است. يعني خوبها در يك طرف آمدند و بدها در طرف ديگر.

زمان به انتها مي رسد

در شرايط ظهور تامّ مقام ولايت كه مقام آخرالزماني امام است. چون ولايت ،باطن نبوت است و با ظهور آخرين نبي، آخر الزمان شروع مي شود. در انتها، با ظهور آخرين وليّ و ظهور تامّ ولايت ،زمان به انتها مي رسد. چون زمان ،مخلوق است. مخلوق يعني چيزي كه هست و از طرفي هم «هستِ مطلق» خدا است و به اصطلاح مخلوق ، حجاب خداست .حال اگر همه غيب ظاهر بشود، ديگر مخلوقات از آن جهت كه حجاب حق اند، از بين مي‌روند، يعني جنبه خلقي عالَم به جنبه ملكوتي عالَم تبديل مي شود ، چون ظهور باطني‌‌ترين غيب ها شروع شده ،باطني‌ترين غيب ،در عالم دنيا، ولايت است و بعد از آن خود قيامت است و لذا بعد از امام زمان قيامت است.« وَالْاَمرُ يَومَئذٍ لِلّه » و حق ظاهر است و حجاب از بين مي رود، زمان كه يك نحوه وجود غيره جمع است ا بين مي رود چطور در قيامت گذشته و آينده نداريم، يوم التلاق است، گذشته و آينده جمع مي شود، در آخرالزمان در همان حدّ كه حالات قيامتي دارد ،حالت بي‌زمان دارد، هر چه از دنيا و ظلمت آن فاصله بگيريم، زمان بي‌‌رنگ مي شود و بقاء جاي آن را مي گيرد، كمي شبيه قلب عارف مي‌شود.

   حق تمام جاها ظاهر مي شود. حالا اگر همه غيب ظاهر بشود، اصلاً ديگر دنيا نمي‌ماند. از طرفي تمام غيب در عالم دنيا باطن نبي است كه آن وليّ است. ظاهر بشود، شما مي‌بينيد كه به نحوي قيامت است . كه محقق شده است .يعني در واقع با ظهور امام، عالم ديگر قيامت است و ديگر آثار قيامتي بر عالم حكومت مي كند. ديگر خيلي دنيا عوض مي شود . روايتهاي ديگر نيز از منظر ديگر مي فرمايد: حق از باطل جدا مي شود، عدالت حاكم مي شود، هر كس آنچه كه بايد بشود، مي شود. اهل كتاب ديگر حقشان رامي گيرند. آنچه بايد باشند،مي شوند. الان حق و باطل متمايز نيست . اينجاست كه ائمه هم مثل ما دنبال آن هستند كه آن نهايي‌ترين وعده خدا ظاهر بشود.

   امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) بنابر روايت ،كمال موسي، درخشش عيسي ،طول عمر نوح، صبر ايوب و ... است روايت مي گويد كه تمام اينها در امام مهدي عليه السلام ظاهر مي شود. اگر خوب فكر كنيم، مي‌فهميم كه همان طور كه بايد غيب همواره ظاهر بشود تا جهان بتواند به غيب منتقل بشود . حالا تمام ابعاد غيبي عالم بطور پراكنده در انبياء هست پس اگر بناست كه تمام ابعاد غيبي در آخرالزمان ظاهر بشود، بايد كسي باشد كه جامعيت همه انبياء و اولياء را داشته باشد. اين است كه گفته مي شود: پذيرش امامت و تحقق آن از ابتدا تا انتهايش يك مسأله عقلي است .

جهان در حال آمادگي جدايي حق از باطل

   ما دو نوع مرگ داريم يك وقتي تصادف مي كنيم ، و به طور غير طبيعي مي‌ميريم، يعني نفس ما نمي‌خواهد برود، ولي بدن ديگر برايش فايده ندارد. اما يك نوع مرگ طبيعي هم داريم و آن اين است كه نفس ديگر استفاده لازم را از بدن كرده و لذا به طور طبيعي آن را رها مي كند و به عالم غيب و قيامت منتقل مي شود. دنيا كه مثل بدن نيست كه ماشين به آن بزند و فجعه و ناگهاني ‌بميرد .دنيا به طور طبيعي دارد مي ميرد. شما وقتي مي ميريد كه آرام آرام نفستان آنچه مي تواند انجام بدهد،انجام دهد و به اصطلاح بالقوه اش بالفعل بشود،نفس بدنش را بگذارد و برود. مرگ يعني جنبه هاي غيبي شما كه امكان ظهور دارد، وقتي ظهور كند، مي رويد .يعني جنس غيب و جنس قيامت مي شويدو مي رويد .عالم هم همين طور است. آن وقت مي دانيد كه انسانها دوجور مي ميرند يا حيوانيت آنها كامل مي شود و يا انسانيت شان كامل مي‌شود . هر دو تاي اينها بالقوه شان به بالفعل تبديل مي شود. در آخر الزمان هم همين طور است.اَسْعَدُ السُّعَداء وَ اَشْقَي الْاَشْقِياءمي آيند روبروي هم مي‌ايستند يعني هر كدام آن نوع به تكامل رسيده شان مي آيند. يعني بدترين آدمها، چهره شان ظاهر مي شود و بهترين آدمها هم ظاهر مي شوند. به همين دليل يك عده اي كه زمانه فرصت به آنها نداد كه اينها خودشان را بنمايانند، رجعت مي كنند. هم در بين بدان ،هم در بين خوبان . يعني هم هيتلر بر مي‌گردد چون متفقين نگذاشتند هيتلر خودش را نشان بدهد، هم امام رحمت الله عليه بنيانگذار انقلاب.

   از يك روح برزخي سوال كردم كه پس اين همه مردم گفتند كه خدايا، خدايا تا انقلاب مهدي ،خميني (ره) را نگهدار ،چرا دعايشان مستجاب نشد، گفت كه مردم ،دعايشان مستجاب شد .گفتم پس چرا امام فوت كردند؟ گفت در رجعت بر مي‌گردد. من خودم اصلاً ملتفت اين نكته نبودم. چون امام در يك جا مي فرمايد حيف كه اين انقلاب 14 سال عقب افتاد! از اين جمله معلوم است كه خيلي حرف داشتند، كشفهايي براي ظهور داشتند .زمانه به ايشان اجازه نداد بالاخره سن زياد شد.

يقين مردم آخرالزمان

   همه آن كمالات معنوي كه در هر پيامبري بنا به شرايط آن زمان تا حدي ظهور كرده، در آخرالزمان در امام مهدي عليه السلام ،همه آن مراتب غيبي به نحو تام ظهور مي كند، پس اگر پيامبر صلوات الله عليه و آله فرمودند: يا علي شگفت انگيزترين مردم از نظر ايمان و بلند مرتبه ترين آنها در يقين ، مردمي هستند كه در آخرالزمان مي آيند كه پيامبر را نديده اند. حجّت خدا هم از ديده ايشان ،پنهان است اما فقط از طريق روايات و نوشته‌يي كه به دستشان رسيده ،ايمان آورده اند. مي فرمايد اينها بهترين آدمها هستند. چرا اينها بهترين آدم ها هستند ؟ چون آخرالزمان موقعي نيست كه ببينيم و قبول كنيم . بايد برسيم . يعني شما وقتي بفهميد اين جهان ،بي نبوت معنا نمي‌دهد ،ديگر كاري نداريد كه حتماً‌ بايد نبي را ببينيد تا بپذيريد. شما مي‌فهميد اين جهان نبي مي‌خواهد ، مي‌گرديد پيدايش مي كنيد . امروز دنيا، از اين طرف، به اين رسيده اند كه هيچ كدام از نظامهاي بشري نجاتشان نمي دهد. يك عده اي حالا ،اينجوري هستند ،دنبال نبي اند، پيدا هم مي كنند . همين اخيراً شنيده ايد كه مثلاً مردم انگلستان به سرعت به اين رسيده اند كه آقا ! يك دين مي‌خواهند و اين ديني هم كه فعلاً كليسا مي گويد دين نجات بخش نيست. منظور كه چرا حضرت رسول (ص) مي فرمايند: مردم آخرالزمان در بلندترين مرتبه از نظر يقين هستند، چون اينها متوجه اند حتماً اين جهان به ظهور امام زمان(ع) خواهد رسيد، و لذا طول انتظار مسئله را منتفي نمي‌كند.

   روايت ديگر مي فرمايد كساني كه در دوره غيبت حضرت مهدي عليه السلام ،براعتقاد به او استوار هستند، از كبريت احمر ناياب ترند. يعني خيلي قيمتي‌اند ! ‌چرا؟ همه اين روايات نشان مي دهد كساني كه خوب فكر كنند، بفهمند همان طور كه اين جهان بي پيامبر نمي شود ،بي امام زمان هم نمي‌شود،بي ظهور ولايت تامّه نمي شود ،مي گردند و پيدا مي كنند .اصلاً من تمام بحثم را مي خواستم روي همين يك نكته بگذارم . بعد ديدم مقدمه مي‌خواهد . يعني عزيزان ،اولين كار شما اين است كه سربكشيد و بيينيد .    ببينيد و بيابيد و حس كنيد و معاشقه كنيد . اول بايد برسيد به اينكه هم اكنون ولي الله مطلق(ع) هست.اما هستِ حسي نيست . اولش هست عقلي است يعني عقل وجود تام ولايت را كشف كند. امام صادق عليه السلام دلشان به چه كسي است؟ به امام زمان . پس امام زمان هست. دلشان مي خواهد نگاهش بكنند ،برايش اشك مي ريزند.اما ظهور تامّش نيست، نه اينكه وجود مباركش نيست . حضرت باطن پيامبر است. باطن اميرالمومنين است ،فقط نحوه ظهور ها فرق مي كند. آري اينكه اميرالمومنين (ع) براي ساير ائمه حجت‌اند بر اين اساس است كه امام علي (ع) بر اساس زمانه مقام تامه ولايت اند. شما هر چه جمال اميرالمومنين را ببينيد ، آن ولايت را مي‌بينيد. همان ولايت است كه الان ظاهر شده است .ولي زمانه نگذاشت ،همه اش ظاهر بشود. اين است كه گاه ليلي و گهي مجنون شود. همان ولايت ظهور دومي، پيدا مي‌كند به نام امام حسن مجتبي عليه السلام . باز زمانه نگذاشت ظهور كامل پيدا كند . اين است كه پيامبر از اول خبر دادند كه آقا زمانه، ظرفيت ظهور را ندارد تا دوازدهمي كه غايب شود.بعد پيامبر خبر دادند كه اين قدر غيبتش طولاني مي شود تا اين كه زمانه، آماده ظهور بشود.

خطر انكار!

   بايد تلاش كرد تا مقام امام را شناخت وگرنه منكر مي شويم. ببينيد الان چه كساني منكرند؟ كساني كه مي خواهند يك آدم جلويشان باشد و ببينند. اين‌ها مقام حضرت را نمي‌شناسند. مقام است كه در آخرالزمان ظهور مي كند، بايد به اين شعور رسيد كه جهان يك باطن مبارك دارد. چطور تن شما، يك باطن به نام من دارد. جهان باطني موجود ولي غايب دارد. و هر چه به آخرالزمان نزديك مي شويم، عجيب است كه جمع اضداد مي شود . هم كثرت و حجاب همه جا را فرا مي‌گيرد و هم زمينه ظهور غيب تام و نجات فراهم مي‌شود. هرچه به آخرالزمان نزديك مي شويم، در عيني كه باظهور كثرات عالم، ما از وجود مبارك او دور مي شويم، از طرف ديگر آن وجود مبارك به ظهور نزديك مي‌شود. خوب دقت كنيد! و خوشا آنانكه اين كثرات آخرالزماني پرده و حجاب براي توجه به او برايشان نيست و در انتظار واقعي‌اند . خيلي عجيب است كه از طرفي آدمها، آن چنان محجوب مي شوند كه به كفر گرفتار مي‌شوند و از طرف ديگر، در دل اين كفر زمينه ظهور هر روز بيشتر مي‌شود . يك عده اي كه مي فهمند امام زمان يعني چه، هر چه كفر و حجاب بيشتر مي‌شود، به امام زمانشان نزديك‌تر مي شوند. يعني واقعاً وقتي امامشان مي آيد، صدايش را مي شنوند. يك عده اي هم آن چنان در اين كثرت گرفتار مي‌شود كه اصلاً به كل ، دور مي شود و روبروي ظهور غيب ترين حقايق عالم ، مي‌ايستد. كسي كه آمادگي ارتباط با غيب نداردو گرفتار كثرات مي شوند كه اصلاً‌به كل، دور مي شوند و روبروي ظهور غيب‌ترين حقايق عالم ، مي‌ايستند. كسي كه آمادگي ارتباط با غيب ندارد و گرفتار كثرات زمانه مي‌شود، بيشتر روبروي امامش مي‌ايستد . خودتان نمونه‌اش را مي‌بينيد كه اين حكومت وليّ فقيه ، خودش بهترين دليل است كه زمانه، آماده حكومت وليّ تامّ است.

   روي اين مسئله هم فكر كنيد چطور مي شود كه بعضي ها به كلي نمي‌توانند بفهمند كه ولايت فقيه يعني چه عده‌اي هم عجيب خوب مي‌فهمند؟ يعني صد سال پيش شايد خيلي ها نمي فهميدند. خود اين كه زمانه استعداد فهم ولايت فقيه را داردكه دين مي تواند حكومت كند و مردم هم پذيرفتند، لطفي الهي است. همين طور كه الان فرزانگان ،ولايت فقيه را مي فهمند و اوباش به تمام معنا، آنهايي كه مي خواهند مثل حيوانات زندگي كنند، ولايت فقيه را نمي‌فهمند. اين مسئله نشانه اي است براي اين كه زمانه، داردجمع اضداد مي شود. آينده ببينيم چه خبري مي شود مساله پيداست كه حق و باطل هر روز بهتر جبهه هايشان جدا مي گردد.

شرط انتظار ،نفي جهان موجود

   كسي كه منتظر است بايد به وضع موجود جهان «نه» ‌بگويد . نمي‌خواهد با بنده دعوا كنيد،شما بگو كه وضع موجود جهان و به خصوص غرب خيلي خوب است، تكنيكشان خوب است ،نظمشان هم خوب است، بهداشتشان هم خوب است. به من چه؟ من اينها سرم نمي شود. من معتقدم جهان موجود، جهان غيب است ،قداستها را اسير كرده است. اگر اين جهان را بشناسي ،اولين قدم ارتباط با امامت برايت روشن مي شود. اگرنتواني به اين جهان «نه» بگويي،‌خدا مي داند براي تولد حضرت (ع) چراغاني هم بكني، نمي تواني با امام ،ارتباط برقراركني . اصلاً ممكن است امام هم كه بيايد ،روبرويش بايستي . كسي كه منتظر است ،بايد به وضع موجود جهان ،بتواند «نه»‌بگويد. بنشينيد فكر كنيد كه چراما اين دنيا را مي گوييم بد است.و آن وضع مطلوب را نيز بايد بشناسيم. اين دو تا مسئله را اگر ما نشناسيم، نمي‌توانيم كاري بكنيم و گرفتار مي شويم آن وقت به جاي اين كه با چشم عبرت، دنياي مدرن را نگاه كنيم، با چشم حسرت نگاه مي كنيم و مي گوييم اي كاش ما هم ژاپن بوديم.

   كسي كه اصلاً غيب را نمي شناسد، قداست ها راو جايگاه آنها را در عالم نمي‌شناسد. مثل آن بدبختي كه در كنفرانس برلين گفت :امام خميني چه بخواهيم ،چه نخواهيم به موزه مي رود. در حالي كه امام (ره) زمينه ظهور ولايت تام است. مگر به موزه مي رود؟! همان جمع اضداد است كه مي‌گويند. راست مي گويد، از طرفي يك عده اي گرفتار روح شيطاني دجّال هستند كه سفياني‌اند. اينها يك چشم دارند، دجّال يك چشم است، سفياني هم يك چشم است .يعني چه؟ يك چشمش مثل حدقه است،صاف است .يعني اصلاً حدقه ندارد و يك چشم ديگرش هم در مغز سرش است. يعني اينها يك بعد دارند. اينها نمي توانند عالم را درست ببينند . دجّال يك چشم است يعني فقط ظاهر را مي بيند.مگر امروز غيراين است؟ كسي كه دجّال را نشناسد گرفتار دجّال مي شود . كسي كه امروز جهان درست را نبيند. گرفتار اين جهان مي‌شود. متوجه نيست نور غيبي ولايت تامه، مي آيد و همه اينها را به موزه مي‌برد. راست مي گويد. در چشم دجّال، امام به موزه مي رود ودر چشم بصير منتظر امام، اينها به موزه مي روند. ماكه خيلي محكميم .ما اصلاً اينها را در موزه مي‌بينيم .

   دو تاچيز را بايد بشناسيم :شناخت وضع موجود و شناخت وضع مطلوب . از شما اگر بپرسند،آقا ! شما چه چيزي داريد كه مي گوييد اين دنيا «نه» اين مدرنيته «نه» ،اين نظامهاي كفر «نه» ؟ بدانيد «نه»‌گفتن به وضع موجود ،وقتي ممكن است اولاً :كه حيله ها و شيفتگي هاي دروغين آن را عميقاً بشناسيم. ثانياً: واقعاً به وضع مطلوب آگاهي كامل پيدا كرده باشيد و تحقق آن را با تمام وجود حس كنيد. آقا ! بايد تلاش كرد، خيلي سخت است. شما قبول داريد خيلي ها فريب خوردند.ما هم ممكن است فريب بخوريم يعني اين جور نمي‌شود كه ما همين‌طور بنشينيم و فكر كنيم از خطرها رها مي شويم. بسياي از مردم دنيا فريب خوردند، روايت هم كه همين را مي‌گويد. مي‌گويد كه دجال كه آمد ،خيلي ها فريب‌اش را مي خورند، آقا ! مگر چي است؟ مگر دجال جز اين است كه غيب پنهان كن است؟ آخر مگر شاخ و دم دارد؟‌دجال غيب را مي‌كشد .پنهان مي كند . درست است نور امام مي آيد دجال را مي‌كشد، بالاخره دجاليها، آن وقت ، اين وسط ،ضرر مي كنند. ولي بايد به جدّ با يك نور امام زماني« فقط هم راهش همين است» امام زمان را بشناسيم. نورش را از خدا بخواهيم . به حسين قسم ،اگر اين كار بشود، مي بينيد اين دنيا با همه شيفتگي هاي دروغين اش به اندازه عطسه بز، براي شما ارزش و قدرت ندارد، هيچ مي شود، مي ريزد. اين جاست كه من وظيفه خودم مي دانم كه بگويم عزيزان ! اگر مي خواهيد وارد اين ولايت تامه امامتان بشويد، اول بايد وضع موجود را بشناسيد . بدانيد اين وضع و اين شرايط، وضع و شرايطي نيست كه امام مي خواهد ، ابداً اين آن نيست . الان شما نگاه كنيد، بعضي از  ادارات ما، مسئولان ما، چرادور شدند؟ نفهميدند كه نظام ولايت امام زمان كجا و اين چيزها كجا. به اسم اين كه مي خواهيم كشور را پيشرفت بدهيم،به جاي معنويت كليد طلايي تبليغ كردند. مي‌بينيد اينها داراي روحي هستند كه اين دنيا را به رسميت مي شناسد . مي‌گويند ما هم بايد اين چيزها را داشته باشيم.چرا فقط آمريكا داشته باشد و اين را مقصد اصلي انقلاب مي دانند. اين كه ولايت نشد !! نظام ولايي چيزديگري است. نظامي است كه غيب در همه روابط و ارزشها غلبه دارد، نظر به غيب است . پاكيها وطهارتهاي عالم عصمت در صحنه تعيين كننده است.

   اين است كه بنده به اندازه خودم تلاش كردم و دلم مي خواهد شما هم كمك كنيد كه اين دنياي به اصطلاح مدرن شناخته بشود، مدرنيته و فرهنگي كه در پشت آن پنهان است شناخته بشود. در كتاب« علل تزلزل تمدن غرب» اگر دقت كنيد، دو تا موضوع مطرح است. يكي اين كه چرا اين تمدن ، حجاب عالم قدس است. و چرا اين تمدن ،عالم قدس را پنهان كرده است؟ عزيزان اين دجّال است. بحث ديگر اين كه حالا كه وضع موجود غلط است و حجابِ حقيقت است ، وضع مطلوب چيست؟ و لذا نيمه دوم كتاب تحت عنوان « بصيرت و انتظار فرج» است. يعني كسي كه نفهمد اين نظام دارد مثل جهنم ،آدمها را مي‌طلبد و نظام تكنيك جهاني يك كفر است و حجاب امام زمان. نمي‌تواند منتظر ظهور ولايت تام باشد. نمي خواهم بگويم به ابزارها پشت كنيم، مي خواهم عرض كنم فرهنگي تحت عنوان تكنيك است كه اگر اثر آن را نشناسيد مسحور تكنيك مي‌شويد و ديگر نظرتان از آن وضع مطلوب برمي‌گردد.نمونه اش را هم كه شما كم نديده ايد ،شما به من بفرماييد كه كسي كه شيفته اين تمدن بشود، ديگر نماز نيم بندش را هم ادامه مي‌دهد و يا با آن خداحافظي مي كند؟ واقعاً‌خداحافظي مي كند. مثلاً دانشجو، دانشگاه مي رود بعد يك دفعه مي بينيم كافر شد، ديگر دين اش رها شد . شروع مي‌كند يكي يكي اصول دين و نبوت و وحي را منكر شدن و اصل مهدويت را هم زير سوال مي برد. اين يك قاعده است كه اگر شما كفر را نبينيد ،كفر ،شما را اشغال مي كند. پس وجه اولِ بحث، اين شد كه انحراف هاي وضع موجود را بشناسيد . من دلم مي خواهد عزيزان ،بحثهايي را كه در آن كتاب شده است دقيقاً مطالعه كنند. روشن كردن اين مسائل يك وظيفه الهي است.بالاخره غصه مي خوريم كه نسل ما نداند كه كجا داردمي رود!

   اگر بنشينيد و به لطف خدا ، خوب اين تفسير گران سنگ الميزان را بخوانيد ،همه اين عرايضي كه من مي گويم، آنجا حل است. من خيلي خوشحال شدم كه يكي از طلبه ها، كتاب نگرش بر تكنولوژي را خوانده بود، و گفته بود اينها كه چيزي نيست . اينها همه اش حرفهاي الميزان است به زبان جديد. گفتم الحمدلله !‌اگر همين را براي ما بنويسند، ما راضي هستيم ، ما چيز ديگري ادعا نداريم. نور قرآني كه در الميزان است ، به جد شما را متوجه اين حجاب ولايي دنياي مدرن مي كند. يعني قرآن آمده است كه به ما نشان بدهد اين دنياي كفر ،حجاب حق و حقيقت است . هميشه ،قرآن زنده است . مگر مي شود كفر را نشناسيد ،ولي ايمان را بشناسيد؟ لذا من تأكيدم اين است كه بايد وظيفه مان را انجام بدهيم. بايد كفر را بشناسيم . و اينكه چرا اين كفر ،حجاب حقيقت است؟و نيز بايد وضع مطلوبي را هم بشناسيم كه ريشه بصيرت شما خواهد شد.

   من اين روايت را مي‌خوانم ، ببينيد امام صادق راجع به آخر الزمان چه مي‌گويند. مي‌فرمايند: هر چه اين امر يعني زمان غيبت نزديك تر شود، تقيّه شديد‌تر مي‌شود . يعني آقا آن چنان حق در حجاب مي رود كه اصلاً تو نمي‌‌تواني آن را بگويي. زمان گفتن حق در جامعه ، از بين مي‌رود . تقيّه فقط اين نيست كه حرف نزنيد چون شما را مي‌كشند، نه . تقيّه مدارايي يعني اگر ديدي جامعه نمي‌فهمد، فايده ندارد بگويي، نمي‌گويي . مي‌فرمايد هر چه به زمان غيبت نزديك مي شويم ، آن چنان حجاب حق وغيب ، برعالم حاكم مي‌شود (حالا تعبير من است) ، آن چنان كثرت و توجه به حس غلبه پيدامي‌كند، كه مومن در تقيه است ،نمي‌تواند بگويد، اصلاً‌فايده ندارد.اصلاً مردم، حس فهم عالم غيب را از دست مي دهند. از پيامبر خدا (ص) داريم كه براي تعجيل فرج، بسيار دعا كنيد كه فرج شما در آن است. يعني واقعاً دعا كنيد خدايا! اين مردم بفهمند. آخر همين‌طوري كه امام نمي‌آيد، خودتان را هم بكشيد. نمي‌آيد . بايد مردم ،توان فهم امام را داشته باشند . يك عده كمي هم اين فهم را داشته باشند، امام مي‌آيند. اين است كه دعا كنيد كه مردم بفهمند . اين بهترين راه است . پس پيامبر (ص) كه مي فرمايند دعا كنيد كه فرج شما در اين دعا است ، براي اين است كه يك شعور پيدا مي شود. بعد مي‌فرمايند كه از نور ولايت او در دوره غيبتش ،استفاده كنيد . يعني همين حالا، ارتباط پيدا كنيد . چون او هست! به زندگي خود روشني ببخشيد از طريق ارتباط با امامتان . يعني هست ولي غيبي است.و بالاست ، بايد ارتباط شديد پيدا كرد و آماده شد تا انشاءالله بيايد. يعني زمانه و زمينه، زبانش را بفهمد .

   شما ببينيد الان چه بخواهيد و چه نخواهيد تا حدي زمانه و زمينه در شرايط فهم ولايت فقيه است. همان كسي هم كه منكر ولايت فقيه است ، مي فهمد،حتي در مورد امام زمان و ظهور حضرت هم بياييد و بنشينيم،بحث كنيم ببينيم كدام حرف منطقي داريم يعني امروز مي شود با مردم جهان صحبت كرد كه بشر با بي نهايت ابعاد پنهاني، توسط چه نيرويي هدايت بشود و جهت بگيرد . شما تئوريسين هاي تمدن جديد كدام بعد بشر را جواب مي دهيد؟ جز شهوت و شكم! مگر بشر به قول خودتان، شهوت و شكم است؟! ببينيد عزيزان پس نگوييد كه ما شيعيان كم هستيم و آنها زيادند. اين هاكه حرف منتظران امام زمان نيست. به من بگو كه حرف تو منطقي است ياآنها؟ اين جوري امام زمان مي آيد، اگر 313 تا آدم پيدا بشوند كه به واقع منطق شان را بتوانند با امام معصومشان تطبيق بدهند،امام را بفهمند؛ اگر روح زمانه ،توان فهم ظهور وليّ الله مطلق را در تام بودنش داشته باشد ، حضرت ظهور مي‌‌كند. ظهور امام به فهم ودرك مقام امام است. بقيه اش تمام است. تمام دنيا هم جلوي امام بايستند، درو مي شوند .اگر زمانه فهم درك امام را پيدا كند، ظهور محقق مي شود انشاء الله، كم و زياد ملاك نيست. آن وقت حالا چقدر بعد از ظهور امام زنده اند ؟ ديگر اينها را براي چي سوال مي‌كنيد؟ مهم اين است كه عالم غيب از طريق امام زمان(عج) ظهور تامه در اين جهان بكند.يعني اين سنت بزرگ محقق مي شود. آقا مردم چند سال زنده اند؟! آن وقت اگر زير بيرق امام زمان، زنده باشيم نان ارزان مي شود يا گران مي‌شود؟! اين ها سوال‌هاي كسي است كه مي خواهد ساده با قضيه برخورد بكند. آري آن روايتها كه مي گويد: در آن زمان گرگ و ميش در يك ظرف غذا مي‌خورند يعني مي‌خواهد بگويد: مقام عالم، مقام صلح مي شود. اما فرهنگ انتظار به مسئله خيلي بالاتر اشاره دارد. من از شما يك سوال دارم. اگر شما خدا را به واقع شناختيد حالا چند سال بشناسيد ،خوب است؟ ديگر وقتي شناختيد ،همين معرفت خوب است .و كارساز مي خواهيد امروز بميريد . مي‌خواهيد صد سال ديگر بميريد . ديگر حق كه پيدا شد ، ديگر جان شما در بقا است، همان طور همواره براي جان شما ظهور حق است. ديگر جهان به بلوغ رسيده است. ديگر نگران اين نباشيد كه ما چند سال با امام زندگي كنيم. ديگر انشاءالله با ظهور ولايت تامه، «بودِ» عالم، غرق نعمت مي شود. شما ببينيد چگونه با وجود پيامبر (ص) ، با دين اسلام كه آمد، بالاخره دين خواهان ،نجات پيدا كردند. الان چه كسي از غير مسلمانها در نجات واقعي مي باشد؟حالا هر كس هر چه بخواهد بگويد. ديشب عرض كردم يكي ازاين آقايان مي گفت حالا اگر آدم ابتدا راجع به اديان تحقيق كند و بعد سراغ اسلام ييايد، چطور است؟ گفتم خوب است. اما به تو بگويم، اگر ديني را كه مي خواهي تحقيق كني آن دين بگويد كه خدا پسر دارد « أب و إبن و روح القدس»آيا بقيه اش را هم بايد تحقيق كني. كِي يِر كِگُور مي گويد كه ما، در مسيحيت بايد اول احمق بشويم ،بعد مسيحي بشويم با اينكه خودش مسيحي است . حالا بياييم درباره يهوديت تحقيق كنيم. مي بينيم در اين تورات ،اصلاً معاد وجود ندارد . حالا روي بقيه مسائل آن كه نبايد اين قدر وقت بگذاريم. حالا با وجود خصوصيات اين دو دين مشهور دنيا دين حق را كه مادر من هم به مدت ده دقيقه مي‌فهمد. خب اين را چه كسي به ما داده است؟ حالا طرف اين قدر هم ادا در مي‌آورد كه خوبه تحقيق كنيم. مسأله روشن است . اگر اسلام نبود ، ما چكار مي‌كرديم . بفرماييد ،من كه از خودم نمي‌گويم. ياسپرس ،فيلسوف معروف مسيحي مي گويد:« أب وإبن و روح القدس» را هر كاري بكنيم، جفت وجور نمي شود. اين حرف را يك فيلسوف مي گويد! من كه نمي‌گويم. آگوستينوس كه خيلي هم مهم است، مي‌گويدكه ايمان بياور تا بپذيري وگرنه نمي تواني بپذيري . آخر اين چه ايماني است كه بايد عقل را تعطيل كنم؟! بفرماييد ! اين اديان فعّال امروز دنيا است ،يكي براي خدا،پسر قائل است ويكي هم كه معاد را به كلي حذف كرده، حالا مي خواهيد چه چيز را تحقيق كنيد؟ مگر مسئله پنهان است كه با تحقيق روشن شود، حالا ببينيد چقدر اسلام به ما كمك كرده است. اسلام كه آمد ،همه چيز روشن شد . ديگر مي خواهي يك ماه مسلمان شو و بمير ! مي خواهي يك قرن! فرقي نمي كند. امامتان بيايد، آن باطني‌ترين، ناب ترين چيزها وقتي بيايد، ديگر شما به همه چيز رسيده‌ايد. ديگر زمان و بعد و بعد مطرح نيست.

هر كه او ماهي نباشد، جويد پايان آب     هر كه ماهي بود كي فكرت پايان كند.

   همه در عالم بقاء قرار مي گيرند، زمان دنيايي به آخر مي‌رسد، زمان ديگر زمان بقاء است.

                                                    

«و صل الله علي محمد و آل محمد»

ارسال نظر
نویسنده
متن
*