پدیدآورنده : نامعلوم
بازدید : 2526
تاریخ درج : 1391/10/28
فهرست موضوعات هم سطح
 
نام فرستنده
پست الکترونیکی گیرنده
پیام برای گیرنده

سیمای رسول خدا«صلی الله علیه و آله»

منابع مقاله: ، ؛



سیمای رسول خدا«

 

گفت:

این دهان بربند از هزل ای عمو

 

جز حدیث روی او چیزی مگو

 

عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ «علیه السلام»  قَالَ: قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ«علیهماالسلام» سَأَلْتُ خَالِی هِنْدَ بْنَ أَبِی هَالَةَ عَنْ حِلْیَةِ رَسُولِ اللَّهِ«صلی الله علیه و آله»  وَ كَانَ وَصَّافاً لِلنَّبِیِّ «صلی الله علیه و آله»  فَقَالَ:

در كتاب عیون اخبارالرضا؛ امام رضا«علیه السلام»  از پدران بزرگوار خود، از امام مجتبیh نقل كردند كه آن حضرت چنین فرمود: از دائى‏ام هند بن ابی هاله كه پیامبر اكرم «صلی الله علیه و آله»  را خوب وصف مى‏نمود در باره اوصاف و شمائل آن حضرت سؤال كردم، او چنین گفت:

 

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ«صلی الله علیه و آله»  فَخْماً مُفَخَّماً یَتَلَأْلَأُ وَجْهُهُ تَلَأْلُؤَ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ أَطْوَلَ مِنَ الْمَرْبُوعِ وَ أَقْصَرَ مِنَ الْمُشَذَّبِ عَظِیمَ الْهَامَةِ رَجِلَ الشَّعْرِ إِذَا انْفَرَقَتْ عَقِیقَتُهُ فَرَقَ وَ إِلَّا فَلَا یُجَاوِزُ شَعْرُهُ شَحْمَةَ أُذُنَیْهِ إِذَا هُوَ وَفَّرَهُ أَزْهَرَ اللَّوْنِ وَاسِعَ الْجَبِینِ أَزَجَّ الْحَاجِبَیْنِ سَوَابِغَ فِی غَیْرِ قَرَنٍ بَیْنَهُمَا عِرْقٌ یُدِرُّهُ الْغَضَبُ أَقْنَی الْعِرْنِینِ لَهُ نُورٌ یَعْلُوهُ یَحْسَبُهُ مَنْ لَمْ یَتَأَمَّلْهُ أَشَمَّ كَثَّ اللِّحْیَةِ سَهْلَ الْخَدَّیْنِ ضَلِیعَ الْفَمِ أَشْنَبَ مُفَلَّجَ الْأَسْنَانِ دَقِیقَ الْمَسْرُبَةِ كَأَنَّ عُنُقَهُ جِیدُ دُمْیَةٍ فِی صَفَاءِ الْفِضَّةِ مُعْتَدِلَ الْخَلْقِ بَادِناً مُتَمَاسِكاً سَوَاءَ الْبَطْنِ وَ الصَّدْرِ بَعِیدَ مَا بَیْنَ الْمَنْكِبَیْنِ ضَخْمَ الْكَرَادِیسِ أَنْوَرَ الْمُتَجَرِّدِ مَوْصُولَ مَا بَیْنَ اللَّبَّةِ وَ السُّرَّةِ بِشَعْرٍ یَجْرِی كَالْخَطِّ عَارِیَ الثَّدْیَیْنِ وَ الْبَطْنِ وَ مَا سِوَی ذَلِكَ أَشْعَرَ الذِّرَاعَیْنِ وَ الْمَنْكِبَیْنِ وَ أَعَالِی الصَّدْرِ طَوِیلَ الزَّنْدَیْنِ رَحْبَ الرَّاحَةِ شَثْنَ الْكَفَّیْنِ وَ الْقَدَمَیْنِ سَائِلَ‏ الْأَطْرَافِ سَبِطَ الْعَصَبِ خُمْصَانَ الْأَخْمَصَیْنِ فَسِیحَ الْقَدَمَیْنِ یَنْبُو عَنْهُمَا الْمَاءُ.

 

حضرت رسول «صلی الله علیه و آله»  بسیار با هیبت بودند، چهره ایشان همچون ماه شب چهاردهم مى‏درخشید، با قدّی بلندتر از افراد متوسّط القامه و كوتاه‌تر از افراد لاغر و بلند قامت، و دارای سری بزرگ بود، موهای آن حضرت نه خیلی مجعّد بود و نه كاملا صاف و نرم، اگر قسمت بافته موهای ایشان باز مى‌شد، حضرت فرق باز مى‌كردند و إلاّ آن را به حال خود گذاشته و در هر حال در مواقعی كه موی خود را بلند مى‌كردند بلندی مو از لاله گوش تجاوز نمى‌كرد، رنگشان درخشان بود، پیشانی پهن و ابروانی كشیده و كمانی داشتند، و ابروان آن حضرت در عین كشیده بودن، كامل و پر مو بود ولی پیوسته نبود، و هر گاه عصبانی مى‏شدند، رگ مىان ابروهایشان متورّم مى‌شد، بینی آن حضرت باریك و در وسط كمی برجسته بود، نورانیّتی داشتند كه همیشه آن حضرت را در بر داشت، به قسمی كه كسی كه در او تأمّل نداشت متكبّرش فكر مى‌كرد.

 

محاسن آن حضرت كوتاه و پر پشت بود، و گونه‏هایشان هموار و كم گوشت، دهانشان بزرگ و دندان‌هایشان سفید و برّاق بود، رشته مویی نازك از گردن یا سینه تا ناف داشتند، گردن او گوئی تنگی نقره فام بود.

 

خلقتی همگون داشتند، بدنشان فربه بود و در عین حال سینه و شكم در یك سطح قرار داشت، شانه‏هایی پهن و عضلانی و بدنی سفید و نورانی داشتند.

 

 

از زیر گردن آن حضرت تا ناف، رشته مویی نازك مثل یك خط قرار داشت، پایین سینه و شكم مبارك ایشان و سایر قسمت‌ها عاری از مو بود، و درمقابل، ساعد، شانه‏ها، و بالای سینه‏شان پر مو بود، ساق دستشان كشیده، كف دستشان درشت و دست‌ها و پاهای مباركشان زبر بود، دست و پاهایشان متناسب و استخوان‌هایشان صاف و بدون كجی بود.

 

كف پاهایشان كاملا گود بود، قسمت قوزك پا به پایین (كه معمولا داخل كفش قرار مى‌گیرد) خیلی پر گوشت نبود، و آب از روی پایش ردّ مى‌شد و نمى‏ایستاد.

 

چگونگی راه‌رفتن و نظركردن حضرت«صلی الله علیه و آله»

 

إِذَا زَالَ زَالَ تَقَلُّعاً یَخْطُو تَكَفِّیاً وَ یَمْشِی هَوْناً ذَرِیعَ الْمِشْیَةِ إِذَا مَشَی كَأَنَّمَا یَنْحَطُّ مِنْ صَبَبٍ وَ إِذَا الْتَفَتَ الْتَفَتَ جَمِیعاً خَافِضَ الطَّرْفِ نَظَرُهُ إِلَی الْأَرْضِ أَطْوَلُ مِنْ نَظَرِهِ إِلَی السَّمَاءِ جُلُّ نَظَرِهِ الْمُلَاحَظَةُ یَبْدُرُ مَنْ لَقِیَهُ بِالسَّلَامِ.

وقتی به حركت درمى‏آمدند با قدرت قدم بر مى‌داشتند، در حال حركت كمی متمایل حركت مى‏كردند، با وقار و سریع راه مى‏رفتند، گویا در سرازیری به سمت پایین در حركتند، هنگامی كه به چپ و راست رو مى‌كردند با تمام بدن به آن سو رو مى‌كردند، چشمانشان به زیر افتاده بود و نگاهشان به زمین طولانى‏تر از نگاهشان به آسمان بود، معمولا خیره خیره نگاه نمى‌كردند، به هر كس مى‌رسیدند، سلام مى‌كردند.

 

چگونگی برخورد آن حضرت«صلی الله علیه و آله»

 

قَالَ قُلْتُ صِفْ لِی مَنْطِقَهُ فَقَالَ كَانَ «صلی الله علیه و آله»  مُتَوَاصِلَ الْأَحْزَانِ دَائِمَ الْفِكْرَةِ لَیْسَتْ لَهُ رَاحَةٌ وَ لَا یَتَكَلَّمُ فِی غَیْرِ حَاجَةٍ یَفْتَتِحُ الْكَلَامَ وَ یَخْتِمُهُ بِأَشْدَاقِهِ یَتَكَلَّمُ بِجَوَامِعِ الْكَلِمِ فَصْلًا لَا فُضُولَ فِیهِ وَ لَا تَقْصِیرَ دَمِثاً لَیْسَ بِالْجَافِی وَ لَا بِالْمَهِینِ تَعْظُمُ عِنْدَهُ النِّعْمَةُ وَ إِنْ دَقَّتْ لَا یَذُمُّ مِنْهَا شَیْئاً غَیْرَ أَنَّهُ كَانَ لَا یَذُمُّ ذَوَّاقاً وَ لَا یَمْدَحُهُ وَ لَا تُغْضِبُهُ الدُّنْیَا وَ مَا كَانَ لَهَا فَإِذَا تُعُوطِیَ الْحَقُّ لَمْ یَعْرِفْهُ أَحَدٌ وَ لَمْ یَقُمْ لِغَضَبِهِ شَیْ‏ءٌ حَتَّی یُنْتَصَرَ لَهُ وَ إِذَا أَشَارَ أَشَارَ بِكَفِّهِ كُلِّهَا وَ إِذَا تَعَجَّبَ قَلَبَهَا وَ إِذَا تَحَدَّثَ قَارَبَ یَدَهُ الْیُمْنَی مِنَ الْیُسْرَی فَضَرَبَ بِإِبْهَامِهِ الْیُمْنَی رَاحَةَ الْیُسْرَی وَ إِذَا غَضِبَ أَعْرَضَ بِوَجْهِهِ وَ أَشَاحَ وَ إِذَا فَرِحَ غَضَّ طَرْفَهُ جُلُّ ضِحْكِهِ التَّبَسُّمُ یَفْتَرُّ عَنْ مِثْلِ حَبِّ الْغَمَامِ.

 

امام حسن «علیه السلام»  در ادامه مى‌فرمایند: به او گفتم؛ گفتار آن حضرت را برایم وصف كن. گفت:

 

آن حضرت پیوسته محزون و همیشه در فكر بودند، آسایش و راحتی نداشتند، در جایی كه نیاز نبود سخن نمى‏گفتند. گفتارشان سنجیده و كامل بود، نه زیاده سخن مى‌گفتند و نه كم، كلامشان متین بود، زشت و سبك صحبت نمى‌كردند، نعمت و محبّت دیگران هر چند كم، در نظرشان بزرگ بود و چیزی از آن را مذمّت نمى‌كردند، از طعم غذا، نه تعریف مى‌كردند و نه اظهار ناراحتی مى‌كردند، دنیا آن حضرت را عصبانی نمى‌كرد، و وقتی پای حقّ در مىان بود كسی ایشان را نمى‏شناخت و چیزی در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا این‌كه حقّ را پیروز گردانند، برای اشاره‌كردن با تمام دست اشاره مى‌كردند و در هنگام تعجّب دست خود را برمى‌گرداندند، و در هنگام صحبت دست راست را به دست چپ نزدیك كرده و با شست راست خود به كف دست چپ مى‌زدند، و در هنگام غضب چهره خود را با ناراحتی برمى‌گرداندند، و در هنگام خوشحالى، چشم به زیر مى‏انداختند، بیشتر خنده‏شان تبسّم بود، بسیار زیبا لبخند مى‌زدند و در هنگام خنده دندان‌های سفیدشان هویدا مى‌شد.

 

 

 

قَالَ الْحَسَنُ «علیه السلام»  فَكَتَمْتُ هَذَا الْخَبَرَ عَنِ الْحُسَیْنِ «علیه السلام»  زَمَاناً ثُمَّ حَدَّثْتُهُ فَوَجَدْتُهُ قَدْ سَبَقَنِی إِلَیْهِ وَ سَأَلَهُ عَمَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ فَوَجَدْتُهُ قَدْ سَأَلَ أَبَاهُ عَنْ مَدْخَلِ النَّبِیِّ«صلی الله علیه و آله»  وَ مَخْرَجِهِ وَ مَجْلِسِهِ وَ شَكْلِهِ فَلَمْ یَدَعْ مِنْهُ شَیْئاً.

امام حسن«علیه السلام»  فرمودند: این حدیث را مدّتی از حسین«علیه السلام»  پنهان داشتم، سپس به او گفتم و دیدم قبل از من او از جندبن‌ابى‌هاله سؤال كرده است، و نیز متوجّه شدم آن بزرگوار از پدر خویش در باره ورود و خروج و نشستن و شكل و سیمای آن حضرت سؤال‏ كرده و چیزی باقی نگذارده بود.

 

وضع حضرت«صلی الله علیه و آله»  در خانه

 

قَالَ الْحُسَیْنُ «علیه السلام» سَأَلْتُ أَبِى«علیه السلام»  عَنْ مَدْخَلِ رَسُولِ اللَّهِ«صلی الله علیه و آله»  فَقَالَ كَانَ دُخُولُهُ لِنَفْسِهِ مَأْذُوناً لَهُ فِی ذَلِكَ فَإِذَا أَوَی إِلَی مَنْزِلِهِ جَزَّأَ دُخُولَهُ ثَلَاثَةَ أَجْزَاءٍ جُزْءاً لِلَّهِ تَعَالَی وَ جُزْءاً لِأَهْلِهِ وَ جُزْءاً لِنَفْسِهِ ثُمَّ جَزَّأَ جُزْأَهُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ فَیَرُدُّ ذَلِكَ بِالْخَاصَّةِ عَلَی الْعَامَّةِ وَ لَا یَدَّخِرُ عَنْهُمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ كَانَ مِنْ سِیرَتِهِ فِی جُزْءِ الْأُمَّةِ إِیثَارُ أَهْلِ الْفَضْلِ بِإِذْنِهِ وَ قَسَّمَهُ عَلَی قَدْرِ فَضْلِهِمْ فِی الدِّینِ فَمِنْهُمْ ذُو الْحَاجَةِ وَ مِنْهُمْ ذُو الْحَاجَتَیْنِ وَ مِنْهُمْ ذُو الْحَوَائِجِ فَیَتَشَاغَلُ وَ یَشْغَلُهُمْ فِیمَا أَصْلَحَهُمْ وَ أَصْلَحَ الْأُمَّةَ مِنْ مَسْأَلَتِهِ عَنْهُمْ وَ إِخْبَارِهِمْ‏ بِالَّذِی یَنْبَغِی وَ یَقُولُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ وَ أَبْلِغُونِی حَاجَةَ مَنْ لَا یَقْدِرُ عَلَی إِبْلَاغِ حَاجَتِهِ فَإِنَّهُ مَنْ أَبْلَغَ سُلْطَاناً حَاجَةَ مَنْ لَا یَقْدِرُ عَلَی إِبْلَاغِهَا ثَبَّتَ اللَّهُ قَدَمَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یَذْكُرُ عِنْدَهُ إِلَّا ذَلِكَ وَ لَا یَقْبَلُ مِنْ أَحَدٍ غَیْرِهِ یَدْخُلُونَ رُوَّاداً وَ لَا یَفْتَرِقُونَ إِلَّا عَنْ ذَوَاقٍ وَ یَخْرُجُونَ أَدِلَّةً فُقَهَاءَ.

 

امام حسین «علیه السلام»  فرمودند: از پدرم «علیه السلام»  در باره نحوة ورود حضرت رسول«صلی الله علیه و آله»  سؤال كردم، پدرم فرمودند:

 

در موقع ورود آن حضرت به خانة خود از كسی اذن حاصل نمى‌نمود، ولیكن در موقع ورود به خانة غیر خود اذن مى‌گرفت. وقتی به منزل مى‌رفتند وقت خود را سه قسمت مى‌كردند، یك قسمت برای خداوندY و یك قسمت برای خانواده و یك قسمت نیز برای خود، سپس قسمت خود را بین خود و مردم تقسیم مى‌كردند، و اوّل خواصّ وارد مى‏شدند و پس از آن سایر مردم و چیزی از آن را نسبت به ایشان دریغ نمى‏فرمود، و در مورد قسمت امّت، روش آن بزرگوار این‌گونه بود كه اهل فضل را با اجازه‌دادن به آن‌ها به اندازه فضلشان در دین، بر دیگران ترجیح مى‏دادند.

 

بعضی از آنان، یك حاجت داشتند، بعضی دو حاجت و بعضی بیشتر، پس به آن‌ها مى‏پرداختند و آنان را نیز- به آنچه كه باعث اصلاحشان و اصلاح امّت بود، از جمله با جویاشدن از احوالشان و نیز گفتن مطالب لازم- مشغول مى‌كردند. و مى‌فرمودند: افراد حاضر به افراد غائب ابلاغ كنند و هر كس به من‏ دسترسی ندارد، حاجتش را به من برسانید، زیرا هر كس نیاز نیازمندی را كه خود قادر نیست نیاز خود را به حاكم برساند، در نزد حاكم مطرح نماید، خداوند او را در قیامت ثابت قدم خواهد فرمود.

 

در نزد آن حضرت فقط همین مطالب مطرح مى‌شد و از هیچ كس چیزی جز این‌ها قبول نمى‌فرمود، مردم بر حضرتش وارد مى‌شدند و با دست پر و دین‏شناس و قادر به هدایت دیگران خارج مى‏شدند.

 

 

 

وضع حضرت«صلی الله علیه و آله»  در بیرون خانه

فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَخْرَجِ رَسُولِ اللَّهِ «صلی الله علیه و آله»  كَیْفَ كَانَ یَصْنَعُ فِیهِ فَقَالَ كَانَ رَسُولُ‌اللهِ«صلی الله علیه و آله»  یَخْزُنُ لِسَانَهُ إِلَّا عَمَّا یَعْنِیهِ وَ یُؤْلِفُهُمْ وَ لَا یُنَفِّرُهُمْ وَ یُكْرِمُ كَرِیمَ كُلِّ قَوْمٍ وَ یُوَلِّیهِ عَلَیْهِمْ وَ یُحَذِّرُ النَّاسَ وَ یَحْتَرِسُ مِنْهُمْ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَطْوِیَ عَنْ أَحَدٍ بِشْرَهُ وَ لَا خُلُقَهُ وَ یَتَفَقَّدُ أَصْحَابَهُ وَ یَسْأَلُ النَّاسَ عَمَّا فِی النَّاسِ وَ یُحَسِّنُ الْحَسَنَ وَ یُقَوِّیهِ وَ یُقَبِّحُ الْقَبِیحَ وَ یُوهِنُهُ مُعْتَدِلَ الْأَمْرِ غَیْرَ مُخْتَلِفٍ لَا یَغْفُلُ مَخَافَةَ أَنْ یَغْفُلُوا أَوْ یَمِیلُوا وَ لَا یَقْصُرُ عَنِ الْحَقِّ وَ لَا یَجُوزُهُ الَّذِینَ یَلُونَهُ مِنَ النَّاسِ خِیَارُهُمْ أَفْضَلُهُمْ عِنْدَهُ وَ أَعَمُّهُمْ نَصِیحَةً لِلْمُسْلِمِینَ وَ أَعْظَمُهُمْ عِنْدَهُ مَنْزِلَةً أَحْسَنُهُمْ مُوَاسَاةً وَ مُوَازَرَةً.

حضرت فرمودند: در باره خروج رسول اكرم «صلی الله علیه و آله»  و این‌كه پس از خارج شدن چه مى‌كردند، از پدرم سؤال كردم. فرمودند:

سول اكرم «صلی الله علیه و آله»  زبان خود را، جز در مواردی كه به ایشان مربوط مى‌شد، حفظ مى‌كردند، در مىان مردم تحبیب قلوب مى‌كردند و آنان را از خود نمى‏راندند، كریم و بزرگ هر قومی را رئیس آنان قرار مى‌دادند، از مردم بر حذر بودند بدون این‌كه خوشرویی خود را از آنان دریغ كنند، از اصحاب خود سراغ مى‌گرفتند و تفقّد مى‏فرمودند و از مردم در مورد مسائلی كه بین خود مردم بود سؤال مى‌كردند، بدون افراط و تفریط، نیكی را تحسین و تأیید، و بدی را تقبیح و بى‏ارزش مى‌كردند. میانه‏رو و یكسان بودند، هیچ گاه غفلت نمى‌كردند مبادا كه مردم غفلت كنند یا خسته‏ شوند، در حقّ كوتاهی نمى‌كردند، و از حقّ تجاوز نمى‌كردند، و اطرافیان حضرتش از بهترین مسلمانان خیّر بودند، و برتر و بالاتر از همه نزد آن حضرت كسی بود كه خیرش به همه مى‌رسید، و هركس نسبت به دیگران بهتر همدردی و كمك مى‌كرد نزد آن حضرت مقام و منزلتی بزرگ‌تر داشت.

 

 

 

چگونگی مجلس حضرت«صلی الله علیه و آله»

 

 

 

قَالَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ فَقَالَ كَانَ«صلی الله علیه و آله»  لَا یَجْلِسُ وَ لَا یَقُومُ إِلَّا عَلَی ذِكْرٍ وَ لَا یُوطِنُ الْأَمَاكِنَ وَ یَنْهَی عَنْ إِیطَانِهَا وَ إِذَا انْتَهَی إِلَی قَوْمٍ جَلَسَ حَیْثُ یَنْتَهِی بِهِ الْمَجْلِسُ وَ یَأْمُرُ بِذَلِكَ وَ یُعْطِی كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِیبَهُ حَتَّی لَا یَحْسَبُ أَحَدٌ مِنْ جُلَسَائِهِ أَنَّ أَحَداً أَكْرَمُ عَلَیْهِ مِنْهُ مَنْ جَالَسَهُ صَابَرَهُ حَتَّی یَكُونَ هُوَ الْمُنْصَرِفَ عَنْهُ مَنْ سَأَلَهُ حَاجَةً لَمْ یَرْجِعْ إِلَّا بِهَا أَوْ بِمَیْسُورٍ مِنَ الْقَوْلِ قَدْ وَسِعَ النَّاسَ مِنْهُ خُلُقُهُ وَ صَارَ لَهُمْ أَباً رَحِیماً وَ صَارُوا عِنْدَهُ فِی الْحَقِّ سَوَاءً مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَیَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ لَا تُرْفَعُ فِیهِ الْأَصْوَاتُ وَ لَا تُؤْبَنُ فِیهِ الْحُرَمُ وَ لَا تُثْنَی فَلَتَاتُهُ مُتَعَادِلِینَ مُتَوَاصِلِینَ فِیهِ بِالتَّقْوَی مُتَوَاضِعِینَ یُوَقِّرُونَ الْكَبِیرَ وَ یَرْحَمُونَ الصَّغِیرَ وَ یُؤْثِرُونَ ذَا الْحَاجَةِ وَ یَحْفَظُونَ الْغَرِیبَ.

 

 

 

امام حسین «علیه السلام»  فرمودند: در مورد نشستن حضرت سؤال كردم؟ فرمود:

 

 

 

در نشستن و برخاستن به ذكر مشغول بودند، در اماكن عمومی اقامت نمى‌كردند و از این كار نهی مى‌فرمودند، هر وقت به مجلسی وارد مى‏شدند، در آخر مجلس مى‏نشستند و همواره به این كار دستور مى‏دادند، با همنشینان خود یكسان برخورد مى‌فرمود تا كسی گمان نبرد كه دیگری نزد آن حضرت گرامى‏تر است، هركس با آن حضرت همنشین مى‏شد حضرت در مقابل او آن قدر صبر مى‌كردند كه اوّل خود او بلند شود و مجلس را ترك كند، هركس از آن حضرت حاجتی مى‌خواست یا با دست پر برمى‌گشت یا در جواب، گفتاری نرم و ملایم دریافت مى‌كرد، خلق و خوی ایشان شامل حال همه بود، برای مردم همچون پدری مهربان بودند، در مورد حقّ، همه در مقابل ایشان یكسان بودند، مجلس ایشان، مجلس حلم، حیاء، صداقت و امانت بود، صدا در آنجا بلند نمى‌شد و از نوامیس و احترامات افراد هتك حرمت نمى‏گردید و لغزش كسی بازگو نمى‌شد، همه از روی تقوی با هم برابر و به هم پیوسته و متواضع بودند، افراد بزرگ‌تر را احترام مى‏كردند و به اطفال مهربانی مى‏نمودند و افراد حاجتمند را بر خود ترجیح داده و افراد غریب را پناه مى‏دادند.

 

 

 

وضع حضرت«صلی الله علیه و آله»  با هم‌نشینان

 

 

 

فَقُلْتُ كَیْفَ كَانَ سِیرَتُهُ فِی جُلَسَائِهِ فَقَالَ كَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَیِّنَ الْجَانِبِ لَیْسَ بِفَظٍّ وَ لَا غَلِیظٍ وَ لَا صَخَّابٍ وَ لَا فَحَّاشٍ وَ لَا عَیَّابٍ وَ لَا مَزَّاحٍ وَ لَا مَدَّاحٍ یَتَغَافَلُ عَمَّا لَا یَشْتَهِی فَلَا یُؤْیِسُ‏ مِنْهُ وَ لَا یُخَیِّبُ فِیهِ مُؤَمِّلِیهِ قَدْ تَرَكَ نَفْسَهُ مِنْ ثَلَاثٍ الْمِرَاءِ وَ الْإِكْثَارِ وَ مَا لَا یَعْنِیهِ وَ تَرَكَ النَّاسَ مِنْ ثَلَاثٍ كَانَ لَا یَذُمُّ أَحَداً وَ لَا یُعَیِّرُهُ وَ لَا یَطْلُبُ عَثَرَاتِهِ وَ لَا عَوْرَتَهُ وَ لَا یَتَكَلَّمُ إِلَّا فِیمَا رَجَا ثَوَابَهُ إِذَا تَكَلَّمَ أَطْرَقَ جُلَسَاؤُهُ كَأَنَّمَا عَلَی رُءُوسِهِمُ الطَّیْرُ وَ إِذَا سَكَتَ تَكَلَّمُوا وَ لَا یَتَنَازَعُونَ عِنْدَهُ الْحَدِیثَ وَ إِذَا تَكَلَّمَ عِنْدَهُ أَحَدٌ أَنْصَتُوا لَهُ حَتَّی یَفْرُغَ مِنْ حَدِیثِهِ یَضْحَكُ مِمَّا یَضْحَكُونَ مِنْهُ وَ یَتَعَجَّبُ مِمَّا یَتَعَجَّبُونَ مِنْهُ وَ یَصْبِرُ لِلْغَرِیبِ عَلَی الْجَفْوَةِ فِی الْمَسْأَلَةِ وَ الْمَنْطِقِ حَتَّی إِنْ كَانَ أَصْحَابُهُ لَیَسْتَجْلِبُونَهُمْ وَ یَقُولُ إِذَا رَأَیْتُمْ طَالِبَ حَاجَةٍ یَطْلُبُهَا فَارْفِدُوهُ وَ لَا یَقْبَلُ الثَّنَاءَ إِلَّا مِنْ مُكَافِئٍ وَ لَا یَقْطَعُ عَلَی أَحَدٍ كَلَامَهُ حَتَّی یَجُوزَهُ فَیَقْطَعَهُ بِنَهْیٍ أَوْ قِیَامٍ.

 

 

 

پرسیدم: رفتارشان با همنشینان خود چگونه بود؟ فرمودند:

 

 

 

دائما خوشرو و ملایم و خوش‌برخورد بودند. سخت‏گیر و خشن، داد و فریاد كن و بد زبان نبودند، نه عیب‌جوئی مى‏كردند و نه حمد و ثنای كسی را مى‏گفتند، در مقابل آنچه كه دوست نمى‏داشتند، خود را به غفلت مى‌زدند و به روی خود نمى‏آوردند، كسی از ایشان ناامید نمى‌شد و آرزومندانشان محروم نمى‏شدند. سه كار را كنار گذاشته بودند:

 

 

 

«مراء و مجادله»، «پرحرفى» و «گفتن حرف‌های بیهوده و آنچه به ایشان مربوط نمى‏شد». و سه كار را در مورد مردم انجام نمى‏دادند: «كسی را مذمّت و تقبیح نمى‌كردند»، «لغزش‌ها و مسائل پنهانی افراد را دنبال نمى‏كردند» و «هیچ‌وقت حرفی نمى‌زدند مگر جایی كه امید ثواب داشتند». وقتی صحبت مى‌كردند همه ساكت بودند و كسی كوچك‌ترین حركتی نمى‌كرد و هر گاه سكوت مى‌فرمود، دیگران صحبت‏ مى‌كردند. در حضور ایشان، مجال سخن گفتن را از یك دیگر نمى‌گرفتند، اگر كسی در خدمت آن حضرت صحبت مى‌كرد، بقیه سكوت مى‌كردند تا سخن او تمام شود بعد به كلام اوّلشان بر مى‌گشتند، به هر چه دیگران را مى‌خندانید حضرت مى‌خندید، و از هر چیز كه دیگران تعجّب مى‌كردند تعجّب مى‌فرمود، در مقابل افراد غریبی كه از روی خشونت و تندی سوال مى‌كردند و حرف مى‌زدند، حتّی اگر اصحاب آن حضرت در صدد بودند كه این افراد را از خود برانند، حضرت مى‌فرمودند: وقتی حاجتمندی را دیدید كه در پی برآوردن نیاز خویش است او را كمك كنید و حمد و ثنای افراد ضعیف الایمان و منافق را نمى‏پذیرفتند، و كلام كسى‌را قطع نمى‌كردند مگر زمانی كه خود قطع كند یا وقت بگذرد كه در این صورت كلامش را یا با نهی كردن و یا برخاستن از مجلس قطع مى‌كردند.

 

سكوت حضرت«صلی الله علیه و آله»

 

 

 

قَالَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ سُكُوتِ رَسُولِ اللَّهِ «صلی الله علیه و آله»  فَقَالَ«علیه السلام»  كَانَ سُكُوتُهُ عَلَی أَرْبَعٍ الْحِلْمِ وَ الْحَذَرِ وَ التَّقْدِیرِ وَ التَّفَكُّرِ فَأَمَّا التَّقْدِیرُ فَفِی تَسْوِیَةِ النَّظَرِ وَ الِاسْتِمَاعِ بَیْنَ النَّاسِ وَ أَمَّا تَفَكُّرُهُ فَفِیمَا یَبْقَی وَ یَفْنَی وَ جُمِعَ لَهُ الْحِلْمُ فِی الصَّبْرِ فَكَانَ لَا یُغْضِبُهُ شَیْ‏ءٌ وَ لَا یَسْتَفِزُّهُ وَ جُمِعَ لَهُ الْحَذَرُ فِی أَرْبَعٍ أَخْذِهِ الْحَسَنَ لِیُقْتَدَی بِهِ وَ تَرْكِهِ الْقَبِیحَ لِیُنْتَهَی عَنْهُ وَ اجْتِهَادِهِ الرَّأْیَ فِی إِصْلَاحِ أُمَّتِهِ وَ الْقِیَامِ فِیمَا جَمَعَ لَهُمْ مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین.[4]

 

 

 

امام حسین«علیه السلام»  فرمودند: در باره سكوت رسول خدا «صلی الله علیه و آله»  سؤال كردم، پدرم فرمودند:

 

 

 

سكوت آن حضرت در چهار مورد بود: حلم و بردبارى، حذر و احتیاط، سنجش و اندازه‏گیرى، و تفكّر. و امّا سنجش و اندازه‏گیرى در يكسان نگاه كردن به مردم و يكسان گوش‌دادن به سخن‌های آنان، و تفكّر آن حضرت در امور باقی و امور فانی بود، حلم و بردبارى را در عین شكیبائی و صبر دارا بودند، چیزی آن حضرت را عصبانی نمى‌كرد و از كوره به در نمى‌برد. و در چهار مورد با دقّت و احتیاط رفتار مى‌كردند: انجام كارهای نیك، تا دیگران به آن حضرت تأسّی كنند، ترك كارهای قبیح، تا دیگران نیز ترك كنند، كوشش و دقّت نظر در اصلاح امّت خویش و اقدام به كاری كه برای همه دارای خیر دنیا و آخرت بود، درود خدا بر او و خاندان پاكش باد.

 

 

 

و در یك كلمه باز مى‌خواهیم بگوییم: ای پیامبر!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نه ملك بودی و نه خسته ز خاك

 

 

 

 

 

ای بشیر ما ، بشر بودی و پاك

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--------------------

 

 

 

 

[1] - «بحار الأنوار»، ج‏73 ، ص 141.

 

 

 

[2] - به نوشتار «عوامل بحران خانواده و راه نجات از آن» رجوع شود.

 

 

 

[3] - «بحار الأنوار»، ج‏16، ص405.

 

 

 

[4]- «عیون أخبار الرضا «علیه السلام» »، ج‏1، ص 319.

 

صلی الله علیه و آله»

ارسال نظر
نویسنده
متن
*